مجله «رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط‌زیست» دوفصلنامه علمی و پژوهشی در حوزۀ مهندسی آب و محیط زیست است که مقاله‌های علمی، پژوهشی و مروری به زبان فارسی به همراه چکیده انگلیسی مبسوط در حوزه‌های آب، آب انبار، آب‌های زیرزمینی، آبیاری، تغییرات اقلیمی، خشکسالی، علم و فناوری آب، مدل‌های هیدرولیک، مدیریت منابع آب، مهندسی آب، مهندسی آبرسانی، مهندسی کشاورزی (آب)، مهندسی محیط‌زیست، مهندسی هیدرولوژی، مهندسی هیدرولیک، هیدرولوژی (آب‌شناسی)، و هیدرولیک کشاورزی، را منتشر می‌کند؛ و توسط دانشگاه گنبد کاووس با همکاری علمی انجمن مهندسی آبیاری و آب ایران منتشر می‌شود. تمامی مقالات ارسال شده به مجله «رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط‌زیست» پس از بررسی اولیه و طی کردن فرایند داوری تخصصی توسط حداقل دو داور به صورت محرمانه و دو سو ناشناس، و پذیرش نهایی منتشر خواهند شد.

******************************************************

معرفی مجله

عنوان مجله: رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط‌زیست

عنوان انگلیسی مجله: Journal of New Approaches in Water and Environmental Engineering

صاحب امتیاز: دانشگاه گنبد کاووس

ناشر: دانشگاه گنبد کاووس

انجمن علمی حامی: انجمن مهندسی آبیاری و آب ایران

مدیر مسئول: دکتر معصومه فراستی

سردبیر: دکتر سعید برومندنسب

جانشین سردبیر: دکتر معصومه فراستی

گروه علمی (موضوعی): گروه علمی: کشاورزی و منابع طبیعی

زیر گروه: آب و خاک

حوزه‌های موضوعی مجله: آب، آب انبار، آب‌های زیرزمینی، آبیاری، تغییرات اقلیمی، خشکسالی، علم و فناوری آب، مدل‌های هیدرولیک، مدیریت منابع آب، مهندسی آب، مهندسی آبرسانی، مهندسی کشاورزی (آب)، مهندسی محیط‌زیست، مهندسی هیدرولوژی، مهندسی هیدرولیک، هیدرولوژی (آب‌شناسی)، و هیدرولیک کشاورزی.

تاریخ آغاز اعتبار: 01/ 4/ 1401 توسط کمیسیون بررسی نشریات علمی کشور- رتبه نشریه در ارزیابی سال ۱۴۰3: «الف».

نوع داوری: دوسو ناشناس، گمنام و محرمانه

میانگین بازه زمانی بررسی اولیه مقالات دریافتی: حدود 10 روز

میانگین بازه زمانی فرایند داوری پذیرش مقالات: 2-4 هفته، حداقل دو داور 

درصد پذیرش مقالات: 20 درصد

فاصله انتشار: دوفصلنامه

زبان مجله:  فارسی (چکیده و منابع به انگلیسی)                  

نوع مجله: نشریه علمی

درجه اعتبار: علمی

نوع مقالات: پژوهشی و مروری

نوع انتشار:  الکترونیکی

نوع دسترسی: رایگان (تمام متن)

شاپای الکترونیکی: 29810280

شیوه استناددهی: شیوه‌نامه استنادی هاروارد

تلفن: 33267505- 017، 09188300783| زمان تماس ساعت 9 صبح تا 2 عصر.

رایانامه دانشگاهی مجله: nawee@gonbad.ac.ir

جیمیل پشتیبان مجله: nawee.gku@gmail.com

آدرس وبگاه مجله: https://nawee.gonbad.ac.ir

هزینه داوری مقاله:  ندارد.

هزینه پذیرش نهایی و انتشار:  ندارد؛ رایگان.

ضریب تأثیر در پایگاه استنادی جهان اسلام (ISC): مجله «رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط‌زیست»  توسط پایگاه استنادی جهان اسلام نمایه می‌شود.

حق‌مؤلف (کپی‌رایت) مقالات: مجله «رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط‌زیست» تابع قوانین بین‌المللی حق نشر همگانی کرییتیو کامنز (CC BY-NC) است. حق‌مؤلف مقالات از آن نویسندگان است و نویسندگان مالک و صاحب حق‌مؤلف اثر خود هستند.

نوع دسترسی: دسترسی آزاد به مقالات مجله «رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط‌زیست» بر اساس  مجوز کرییتیو کامنز (CC BY-NC)

کمیته بین‌المللی اخلاق نشر (کوپ): مجله «رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط‌زیست» با احترام به قوانین اخلاق نشر، تابع راهنماها، اصول و قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) است و از آیین‌نامۀ اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌کند.

سیاست مبارزه با سرقت ادبی و همانندجویی: بر اساس قرارداد با شرکت سیناوب تمامی مقالات ارسالی به مجله «رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط‌زیست»  قبل از ورود به فرایند داوری از طریق نرم‌افزارهای مشابهت‌یاب، همانندجو، همتایاب، همیاب و سمیم‌نور بررسی خواهند شد.

نکات قابل توجه نویسندگان: مجله بعد از داوری و برای چاپ مقاله، هزینه دریافت خواهد کرد؛ اما  بازنشر اطلاعات در این پایگاه با ذکر منبع آزاد است. با توجه به درخواست کمیسیون نشریات علمی کشور، ثبت و نمایش شناسه رایگان ORCID و استفاده از رایانامه دانشگاهی یا سازمانی برای نویسندگان مقالات الزامی است. بنابراین، از نویسندگان محترم درخواست می‌شود قبل از ارسال مقاله به مجله نسبت به اخذ کد شناسه پژوهشگر ORCID و رایانامه دانشگاهی/سازمانی اقدام نمایند.

نویسنده مسئول مکاتبات: نویسنده مسئول مقاله بایستی حتماً عضو هیئت علمی یک دانشگاه، مرکز یا پژوهشگاه باشد و مقاله حتماً توسط وی به مجله ارسال شود، و یا نامه تأییدیه مکتوب وی و فرم‌های ذیل همراه مقاله ارسال شود.

فایل‌ها و فرم‌های لازم: چهار فایل ضروری که باید از طریق سامانۀ دریافت مقاله‌ها ارسال شوند: ۱. فایل اصلی مقاله (بدون نام نویسندگان و با رعایت راهنمای نویسندگان و در قالب مقالات مجله)، ۲. فایل مشخصات نویسندگان؛ ۳. فرم تعهدنامه نویسندگان (باید شامل عنوان مقاله و نام و نام خانوادگی تمام نویسندگان باشد و به امضای همه نویسندگان رسیده باشد)؛ ۴. فرم تضاد منافع (باید توسط نویسنده مسئول امضاء و به همراه فایل مقاله بارگذاری شود)؛ و 5. نامه پشتیباننسخه نهایی مقاله بعد از طی کردن مراحل داوری و پذیرش مقاله بایستی در قالب مقالات مجله ارسال شود. در غیر این صورت ترتیب اثر داده نخواهد شد.

بررسی منابع، مصارف و بیلان آب در حوضچه دریاچه نمک (برش استان اصفهان)

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/nawee.2024.471557.1101

جهانگیر عابدی کوپایی، محمد مهدی درافشان، شهاب بنی طبا

چکیده هدف: هدف اصلی این پژوهش، محاسبه بیلان منابع آب و ارزیابی پتانسیل آبی منطقه، به منظور دستیابی به حفاظت و بهره‌برداری بهینه از منابع آب کشور برای تأمین نیازهای آتی است. به‌طور خاص، این مطالعه به محاسبه بیلان آب برای سال آماری ۱۳۹۷-۱۳۹۶ در سه محدوده مطالعاتی کاشان، موته و گلپایگان و مقایسه کسری بیلان محاسبه‌شده با آخرین گزارش رسمی شرکت آب منطقه‌ای استان اصفهان پرداخته است.
مواد و روش­ها: بیلان آب در این پژوهش برای سال آماری ۱۳۹۷-۱۳۹۶ در محدوده‌های کاشان، موته و گلپایگان محاسبه گردید. این امر با تحلیل منابع آبی (سطحی و زیرزمینی) و مصارف (با تمرکز بر بخش کشاورزی) انجام شد. در نهایت، کسری بیلان حاصل‌شده برای هر سه محدوده، با آخرین گزارش رسمی شرکت آب منطقه‌ای استان اصفهان مقایسه گردید.
نتایج و بحث: نتایج تحلیل بیلان آب در محدوده‌های مطالعاتی نشان ­می­دهد که 1) مهم‌ترین منابع سطحی (از جمله رودخانه) در میان این سه محدوده، مربوط به گلپایگان است، 2) در هر سه محدوده، بخش کشاورزی بیشترین سهم را در مصارف دارد و اصلی‌ترین مصرف‌کننده آب زیرزمینی محسوب می‌شود، 3) بیشترین تخلیه آب زیرزمینی در محدوده گلپایگان رخ داده و همین عامل، سبب ایجاد بیشترین کسری بیلان در این محدوده شده است و 4) کسری بیلان محاسبه‌شده در سال آماری ۱۳۹۷-۱۳۹۶ در سه محدوده کاشان، موته و گلپایگان به ترتیب ۳۰-، 61/0- و ۴۰- میلیون مترمکعب بوده است.
نتیجه‌گیری: بر اساس کسری بیلان منفی و قابل توجه در هر سه محدوده (به‌ویژه گلپایگان)، محدودسازی فوری بهره‌برداری از منابع آب زیرزمینی در این مناطق ضروری است. همچنین، برای استفاده بهینه از پتانسیل سطحی منطقه، به‌ویژه در گلپایگان، تأسیس و راه‌اندازی ایستاه‌های هیدرومتری جدید پیشنهاد می‌شود.

تحلیل مقایسه‌ای با استفاده از محاسبات نرم در پیش‌بینی تبخیر تعرق مرجع در باجگاه شیراز

صفحه 21-38

https://doi.org/10.22034/nawee.2024.456178.1076

جاسم باوی، اصلان اگدرنژاد، آرش تافته

چکیده در این پژوهش، با استفاده از سه مدل یادگیری ماشین شامل ماشین بردار پشتیبان (SVM)، برنامه‌ریزی بیان ژن (GEP) و شبکة عصبی مصنوعی (ANN) میزان تبخیر و تعرق مرجع در ایستگاه باجگاه در استان فارس با استفاده از عناصر اقلیمی شامل دما (T)، رطوبت (H)، سرعت باد (WS)، تعداد ساعات آفتابی (SH) و بارش (P) انجام شده است.
برای تعیین بهترین ترکیب ورودی برای مدل‌های یادگیری ماشین، از گاما تست استفاده شد. این آزمون برای تعیین تاثیر میزان هر یک از متغیرهای مستقل بر روی متغیر وابسته مورد استفاده قرار می‌گیرد. سهم فرآیندهای آموزش و آزمون از داده‌ها به ترتیب 70 درصد (شامل 5370 داده) و 30 درصد (2300 داده) در نظر گرفته شدند. با استفاده از این داده‌ها، پارامترهای تنظیمی هر یک از مدل‌ها برای رسیدن به بهینه‌ترین خروجی محاسبه شدند. ارزیابی عملکرد مدل‌ها با چهار شاخص RMSE (مجموع مربعات میانگین خطا)، MAE (میانگین خطای مطلق)، R2 (ضریب تبیین) و DDR (نسبت تفاوت توسعه داده شده) انجام شدند.
طبق نتایج به دست امده مشخص شد هر سه مدل قادر به پیش‌بینی مقدار ETO با مقادیر دقت نسبی مختلف هستند اما در این میان مدل GEP بیشترین دقت و کمترین خطا را به خود اختصاص داد. برای مدل GEP با ساختار سه ژن، مقدار شاخص‌های ارزیابی عملکرد (RMSE, MAE, R2, ETO(DDR)MAX) در گام آموزش برابر با (42/4، 98167/0، 2219/0، 2752) و در گام آزمون (54/8، 9907/0، 1515/0، 1985/0) به دست آمدند. مدل‌های SVM و ANN در رتبه‌های بعدی شبیه‌سازی قرار گرفتند.

بررسی تأثیر خشکسالی و ترسالی بر کیفیت و کمیت آب زیر زمینی شهرستان کلاله

صفحه 39-57

https://doi.org/10.22034/nawee.2024.460310.1084

ابراهیم ده مرده، علی حشمت پور، ابوالحسن فتح آبادی، نادر جندقی

چکیده هدف: هدف مطالعه کنونی، بررسی تأثیر خشکسالی و ترسالی بر کیفیت و کمیت آب زیرزمینی شهرستان کلاله بود.
مواد و روش‌ها: در این تحقیق برای بررسی دوره‌های ترسالی و خشکسالی در یک دوره آماری 15 ساله (1385- 1399) از شاخص بارش استاندارد (SPI) و برای بررسی وضعیت سطح آب زیرزمینی از شاخص سطح آب استانداردشده (SWI) و اطلاعات 10 حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق (1385- 1399) استفاده شد. همچنین پارامترهای کیفی 10 حلقه چاه شامل K+ ، Na+ ، Mg2+ ،Ca2+  ،SO42- ، Cl- ،HCO3- ،pH  ، SAR، TDS و EC  استفاده شد. برای تجزیه تحلیل آماری از نرم­افزار اکسل و SPSS  و برای بررسی اثر خشکسالی و ترسالی بر نوسان سطح آب زیرزمینی و فاکتورهای کیفی از ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید.
نتایج و بحث: بررسی وضعیت خشکسالی شهرستان کلاله با SPI حاکی از آن بود که شدیدترین خشکسالی‌ها در سال‌های 1386، 1389 و 1396 و مرطوب­ترین سال‌ها نیز در سالهای 1385و 1397 رخ داده است.  نتایج تحقیق نشان داد که با افزایش شدت خشکسالی و ترسالی، سطح آبهای زیرزمینی  عمیق و نیمه­عمیق به­ترتیب کاهش و افزایش یافت. همچنین نتایج همبستگی بین متغیرهای SWI و متغیرهای کیفی آب نشان داد که بین هیچکدام از متغیرهای کیفی آب و شاخص خشکسالی هیدرولوژیکی همبستگی معنی­دار وجود ندارد. در متغیر SPI نیز فقط بین اسیدیته و شاخص خشکسالی هواشناسی ارتباط معنادار وجود داشت.
 نتیجه‌گیری: کیفیت آب آشامیدنی شهرستان کلاله در طی دوره مطالعاتی دارای کیفیت متوسطی بوده و تنها کیفیت آب چاه باینال از نظر شرب نامناسب بود. آب تمامی چاه­ها به­جز چاه دهنه از نظر مصارف کشاورزی دارای وضعیت مطلوب و قابل قبولی بود. نتیجه این تحقیق نشان می­دهد، وقوع دوره‌های خشکسالی و ترسالی در منطقه مورد مطالعه اثرات قابل توجهی در کیفیت آب‌های زیرزمینی عمیق و نیمه­عمیق ندارد، هرچند که نیاز است در زمان­های رخداد خشکسالی تمهیداتی برای کاهش استفاده از منابع آب­های زیرزمینی اندیشده شود و در زمان­های ترسالی با انجام اقداماتی شرایط را برای افزایش نفوذپذیری آب بارندگی­ها برای تغذیه منابع آب زیرزمینی فراهم گردد.

بررسی آزمایشگاهی و عددی دبی جریان در فلوم‌های SMBF با استفاده از Flow3D و مقایسه با روابط انرژی

صفحه 58-75

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.517806.1152

مهدی ماجدی اصل، محمد رسول مومنی، سامان نیک مهر، توحید امیدپور علویان

چکیده هدف: اندازه‌گیری دقیق دبی جریان در کانال‌های روباز یکی از چالش‌های اساسی در مهندسی هیدرولیک است که نقش کلیدی در مدیریت منابع آب و طراحی سازه‌های هیدرولیکی ایفا می‌کند. این پژوهش با هدف توسعه یک مدل هیدرولیکی دقیق برای تخمین دبی جریان در فلوم‌های SMBF (Simple Modified Baffle Flume) از طریق ترکیب آزمایش‌های آزمایشگاهی و شبیه‌سازی عددی با نرم‌افزار Flow3D انجام شد.
روش‌ها: آزمایش‌ها در یک کانال مستطیلی با 27 دبی مختلف (5 تا 50 لیتر بر ثانیه) و چهار نسبت تنگ‌شدگی (342/0، 467/0، 561/0 و 726/0) اجرا شد. شبیه‌سازی‌های عددی با استفاده از مدل آشفتگی (RNG) و روش حجم سیال (VOF) در نرم‌افزار Flow3D انجام گرفت. مدل عددی با داده‌های آزمایشگاهی کالیبره شد و دقت آن با معیار میانگین قدر مطلق خطای نسبی (MARE) ارزیابی گردید.
نتایج: نتایج نشان داد که با اعمال ضرایب تصحیح انرژی کالیبره‌شده (K بین 95/0 تا 05/1)، MARE به 85/4% کاهش یافت، که بیانگر بهبود 47/2% نسبت به روش‌های پیشین است. افزایش نسبت تنگ‌شدگی از 342/0 به 726/0، عدد فرود را تا 5/32% و انرژی جنبشی آشفتگی را تا 20% افزایش داد.
نتیجه‌گیری: این پژوهش با ارائه یک مدل عددی دقیق و ضرایب تصحیح نوین، رویکردی کارآمد و پایدار برای بهینه‌سازی طراحی فلوم‌های SMBF و افزایش دقت تخمین دبی ارائه داد. پیشنهاد می‌شود در مطالعات آتی، اثرات جریان مستغرق بررسی شود.

بررسی آزمایشگاهی تاثیر میکروسیلیس و حرارت در افزایش مقاومت و دوام مخلوط‌های خاک – سیمان در احداث سدهای آبخیزداری

صفحه 76-94

https://doi.org/10.22034/nawee.2024.463241.1088

آرام صامت زاده، علیرضا خالو، حمزه سعیدیان

چکیده با توسعه پروژه‌های آبخیزداری و کمبود مصالح، نیاز به استفاده از مصالح مناسب، در دسترس و ارزان بیشتر می‌شود. خاک-سیمان یکی از مصالحی است که به این منظور چندین دهه استفاده شده لیکن تاثیر میکروسیلیس و حرارت محیط بر پارامترهای مقاومت و پایداری این مخلوط کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. در این پژوهش خاک و آب مورد استفاده از حوضه بالادست سد کرخه تهیه شد. آزمایش‌های مشخصات فیزیکی، مکانیکی و شیمیایی خاک و آب طبق استاندارد های ASTM انجام شد. مخلوط‌های استوانه‌ای مختلف خاک- سیمان- میکروسیلیس تحت رطوبت بهینه مخلوط به روش آشتو اصلاحی ساخته شد. آزمایش‌های تر و خشک شدن و مقاومت فشاری نمونه‌های 7، 14 و 28 روزه در دمای °C27 و °C40 و شرایط رطوبتی 7 و 14 روزه طبق استاندارد‌های ASTM انجام شد. تحلیل نتایج با نرم افزار آماری SAS نشان داد سیمان، میکروسیلیس و بخصوص حرارت تاثیر بسزایی در افزایش مقاومت و دوام مخلوط دارند و طبق ضوابط USBR از کلیه مخلوط‌های مورد بررسی در احداث پروژه‌های آبخیزداری می‌توان استفاده کرد. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که امکان احداث سدهای آبخیزداری با استفاده از مخلوط خاک – سیمان – میکروسیلیس با هزینه حدود 50 درصد سنگ و سیمان و یا بتن وجود دارد که می تواند تحولی شگرف برای احداث سدهای آبخیزداری در آینده باشد و همچنین استفاده از این مخلوط باعث کاهش تخریب های زیست محیطی و استفاده از خاک موجود در محل احداث سدها و همچنین باعث افزایش سرعت در اجرای عملیات آبخیزداری می شود.

بررسی آزمایشگاهی افزودن خاکستر تفاله نیشکر و نانوآهک جهت بهسازی و تثبیت خاک‌‌های رسی

صفحه 95-109

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.466717.1094

ابراهیم طغرایی سمیری، محمدرضا برومند، ناصر عرفاتی

چکیده هدف: خاک‌های حاوی مقدار قابل توجه رس، از نگاه مهندسی عمران از دسته خاک‌های مشکل آفرین در پروژه‌ها محسوب می‌شوند لذا بهسازی این نوع خاک ها برای استقرار سازه با به­کارگیری مواد بهسازکننده خاک الزامی است.
مواد و روش‌ها: در این تحقیق به­منظور بررسی آزمایشگاهی تاثیر نانو آهک - هیدروکسید کلسیم Ca(OH)2 - و خاکسترتفاله­ نیشکر (باگاس) بر ویژگی‌های مقاومتی خاک­ها، آزمایش مقاومت فشاری محدود نشده انجام شد. برای ساختن نمونه­ها جرم ویژه خشک بیشینه و رطوبت بهینه انتخاب گردید. آزمایش­های مورد نظر بر روی نمونه­هایی از رس، مخلوط رس و نانوآهک، مخلوط خاک رس و باگاس، مخلوط رس وآهک  در درصدهای وزنی 3 ، 5 و 7 وزن خاک خشک و ترکیبی از هر دو ماده نانو آهک و خاکستر تفاله نیشکر در درصد­های مشخص شده و در دوره عمل‌آوری 7 و 28 روزه انجام شد.
نتایج و بحث: نتایج حاصل از آزمایش‌ها نشان داد که استفاده از نانو آهک و خاکستر تفاله نیشکر و آهک برای تثبیت خاک، سبب افزایش مقاومت خاک می‌شود. در آزمایش مقاومت فشاری محدودنشده نمونه­های تثبیت­شده با نانوآهک در مقایسه با نمونه‌های تثبیت­شده با آهک افزایش مقاومت بیشتری داشتند و بیشترین مقدار افزایش مربوط به نمونه 5 درصد افزودنی در دوره عمل­آوری 7 روزه است.
نتیجه‌گیری: در استفاده ترکیبی از نانوآهک و خاکستر تفاله نیشکر در مقایسه با نانو آهک، مقاومت به­دست­آمده کاهش داشته است.

بررسی کیفیت آب آشامیدنی شهر صحنه و خطرات مرتبط با سلامت انسان

صفحه 110-127

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.491922.1120

عیسی سلگی، فوزیه بیگ محمدی، کمیا کیانی

چکیده هدف: به منظور بررسی کیفیت منابع آب و اثرات آن بر سلامت انسان شاخص‌های مختلف با بکارگیری پارامترهای فیزیکی و شیمیایی از جمله pH، EC، سختی کل (TH)، نیترات و ... کیفیت آب و ریسک ناشی از مصرف آب آلوده را با یک عدد مشخص می‌کنند و نتایج به صورت کیفی نیز تفسیر می‌شود تا درک آن برای عموم مردم راحت باشد.
مواد و روش‌ها:در این پژوهش، منابع آب آشامیدنی شهر صحنه در شبکه توزیع مورد نمونه‌برداری قرار گرفت.این نمونه‌های از مناطق مختلف شهر جمع‌آوری شدند و در شرایط استاندارد به آزمایشگاه انتقال یافتند. برای نمونه‌های جمع‌آوری شده pH، EC،سختی کل (TH) و نیترات اندازه‌گیری شد. به منظور بررسی وضعیت نمونه‌ها از نظر این پارامترها در مقایسه با استانداردهای موجود، میانگین این پارامترها با استاندارد ملی ایران و استاندارد WHO مقایسه شد.
نتایج: بر اساس نتایج به دست آمده از شاخص‌های کیفیت WQI و WAWQI، منابع آب شرب شهر صحنه از کیفیت عالی برخوردار و همه پارامترها در محدوده استاندارد بودند.با این وجود در 62 درصد نمونه‌ها EC، در 79/13 درصد نمونه ها pH و در 34/10 درصد نمونه ها TH بالاتر از استاندارد بود.بر اساس شاخص IRCA،ریسک سلامت در 79/13 درصد از نمونه‌ها در سطح پرخطر و در 79/13 درصد در سطح خطر متوسط قرار داشتند.غلظت نیترات در تمام نمونه‌ها کمتر از استاندارد و خطر غیر سرطانزایی (HQ) کمتر از یک بود.
نتیجه‌گیری: میزان شاخص HQ به ترتیب در گروه‌های سنی به صورت نوزادان> کودکان> نوجوانان> بزرگسالان به دست آمد و نوزادان حساس‌ترین گروه به خطرات غیرسرطانزایی نیترات هستند.

امکان سنجی تاثیر کودآبیاری قطره ای سطحی و زیر سطحی با پساب بر عملکرد کلزا

صفحه 128-141

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.495667.1125

مهدی ذاکری نیا، کامران باقری

چکیده هدف: برای مقابله کمبود آب، یکی از راهها، استفاده صحیح از آب­های نامتعارف نظیر آب‌های شور، زه آب اراضی کشاورزی بالادست و نیز پساب­های تصفیه­شده فاضلاب است. همچنین در صورت استفاده از آنها در سامانه­های آبیاری تحت فشار، همزمان با افزایش راندمان، می­توان کودآبیاری نیز انجام داد و در مصرف کود شیمیایی صرفه جویی نموده و در عین حال و از عوارض زیست محیطی مصرف بی­رویه کودهای شیمیایی جلوگیری نمود. مواد و روش­ها: از این رو در این تحقیق، آزمایشی به­صورت کرتهای دوبار خردشده کاملا تصادفی با 8 تیمار و سه تکرار در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان از پاییز 1398 تا بهار 1399 برای محصول کلزا انجام گردید. اثر کیفیت یا نوع آب آبیاری (W) در دوسطح و نوع سیسیتم آبیاری (T) در دو سطح و نحوه کودآبیاری (F) هم در دو سطح بر میزان عملکرد پارامترهای کلزا امتحان شد. نتایج و بحث: نتایج نشان داد که اثرات ساده کود آّبیاری (کود آبیاری (F1)، عدم کودآبیاری (F2)) در آب چاه (w1) و آب پساب (w2) در سیستم آبیاری قطره­ای سطحی (T1) و زیر سطحی (T2) در سطح احتمال یک در صد بر میزان ماده خشک، تعداد شاخه، تعداد غلاف (خورجین) و عملکرد معنی دار است. همچنین نتایج نشان داد که کاربرد پساب تصفیه­شده گرگان و نحوه آبیاری قطره­ای بر پارامتر های عملکردی کلزا در سطح احتمال 5 درصد معنی­دار نشد. کودآبیاری نیز بر وزن هزار دانه  در سطح 5 در صد معنی­دار نیست.  همچنین اثرات ساده تیمار نوع آب و شیوه آبیاری و کلیه اثرات متقابل اثر نوع آب در کودآبیاری (WF)، اثر نوع آب در نوع قطره چکان (WT)، اثر کودآبیاری، نوع قطره چکان (FT)، اثر نوع آب درکودآبیاری در نوع قطره چکان (WFT) در سطح احتمال 5 درصد بر کلیه پارامترهای عملکردی کلزا معنی­دار نشد. نتیجه­ گیری: براساس کلیه نتایج، استفاده از کودآبیاری به­همراه پساب می­تواند باعث افزایش برخی پارامترهای عملکردی کلزا شده است، اما باعث افزایش عملکرد وزن هزار دانه نشده است.

بررسی آزمایشگاهی تأثیر تغییر زاویه جت متقاطع همراه با جت متقابل در کنترل پرش هیدرولیکی نامتقارن S و T

صفحه 143-161

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.498882.1130

مصطفی رهنمایی، جواد احدیان، محمود شفاعی بجستان، محسن سجادی

چکیده هدف: استفاده از سیستم تزریق آب از طریق جت­های متقابل و متقاطع در مقابل جریان آب عبوری از سرریز اوجی پس از مقطع واگرای ناگهانی باعث کاهش نوسانات فشار و تلاطم در طول کانال شده و جریان را یکنواخت کرده و در نتیجه پرش نامتقارن را کنترل می­نماید. مواد و روش ها: در این تحقیق پارامترهای جریان هیدرودینامیک در کانال با استفاده از ترکیب جت متقاطع با زوایای30، 45 و 90 درجه در دو ارتفاع 35 و 45 سانتیمتری از کف کانال و استفاده همزمان از جت متقابل با 5 جت به­صورت ثابت و با دبی 4 لیتر بر ثانیه به­صورت مجموع، با 3 عدد فرود 4/7، 7/8 و 5/9 بررسی شده است. نتایج و بحث: زمان تزریق جت، پارامتر βL (پارامتری شبیه به ضریب بوسینسک در معادله مومنتوم) در پرش S تلاطم و پراکندگی کمتری نسبت به پرش T داشته و نشان می­دهد که استفاده از سیستم تزریق جت متقاطع می­تواند به­عنوان یک اتلاف­کننده جریان باعث یکنواختی جریان گردد. همچنین باعث می­گردد مومنتم جریان (βL.vm2) در مقطع واگرای ناگهانی در ابتدای کانال کاهش بسیار زیادی به سمت انتهای کانال داشته باشد. نتیجه­گیری: استفاده از سیستم جت متقاطع و جت متقابل با استفاده از زوایای مختلف می­تواند به­طور قابل ملاحظه­ای باعث کاهش تلاطم و فرسایش کانال شده و باعث کنترل پرش هیدرولیکی نامتقارن گردد و توزیع سرعت جریان را در طول کانال یکنواخت نماید.  

مدل سازی جریان آب زیرزمینی آبخوان ساحلی قالقاچی جهت ارزیابی نفوذ آب شور با استفاده از مدل GMS

صفحه 162-177

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.505237.1137

نصرت آقازاده، فرزان ذکایی

چکیده هدف: افزایش تقاضا برای مصارف آب در چنددهه اخیر، باعث افزایش برداشت از منابع آب زیرزمینی شده است که این امر باعث افت سطح آبهای زیرزمینی و تغییرکیفیت، و در نوارساحلی باعث نفوذ آب شور به آبخوانهای ساحلی شده است. هدف از این پژوهش، شبیهسازی سیستم جریان آب زیرزمینی آبخوان ساحلی قالقاچی و بررسی پیشروی جبهه شور دریاچه به آبخوان از طریق تهیه مدل کیفی است. مواد و روش‌ها: برای این منظور، از نرم­افزار GMS  برای مدل­سازی کمی آبخوان و از کد عددی انتقال جرم MT3DMS برای ارزیابی نفوذ جبهه آبشور به آبخوان استفاده شد. تهیه مدل کیفی براساس غلظت یون Cl مربوط به تعداد 16 نمونه آبهای برداشت­شده از منطقه مورد مطالعه انجام شد. نتایج و بحث: بر اساس نتایج به­دست­آمده از مراحل واسنجی و صحت­سنجی مدل جریان در شرایط ناپایدار و انطباق خوب مقادیر سطح آب محاسباتی و مشاهداتی با  RMSE کمتر از 14/1 متر، مدل تهیه­شده از دقت و صحت کافی برای شبیه‌سازی جریان و استفاده از آن برای تهیه مدل انتقال آلاینده برخوردار است. نتایج حاصل از مدل نشان می­دهد که بیلان آبی آبخوان منفی بوده و کاهش در حجم ذخیره آبخوان وجود دارد. براساس نتایج حاصل از مدل کیفی آبخوان، نفوذ آب شور از نوار ساحلی دریاچه به سمت مرکز دشت تا شعاع 3/2 کیلومتری اتفاق افتاده و باعث شوری منابع آب زیرزمینی گردیده به­طوری­که در برخی از چاه­­ها مقادیر EC به 9700 میکروزیمنس و Cl به 2389 میلی­گرم بر لیتر رسیده است. نتیجه‌گیری: به­دلیل مخروط افت­های ایجادشده ناشی از پمپاژ بی­رویه و افزایش عمق چاه­های بهره­برداری، نفوذ آب شور از نوار ساحلی دریاچه به سمت مرکز دشت اتفاق افتاده و باعث شوری منابع آب زیرزمینی گردیده است.

پایش کیفیت آبهای زیرزمینی با استفاده از روش های شبکه عصبی مصنوعی، منطقة مورد مطالعه: شهرستان قروه و دهگلان

صفحه 178-193

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.520885.1154

سید مرسل قوامی، شاهو محمدی

چکیده مقدمه: شاخص کیفیت آب (WQI) معیاری جامع است که با بهره‌گیری از مجموعه‌ای از پارامترهای فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیکی و میکروبیولوژیکی، کیفیت آب‌های زیرزمینی را ارزیابی می‌کند. این پارامترها شامل منیزیم، کلسیم، سدیم، پتاسیم، کلرید، سولفات، نیترات، بی‌کربنات، هدایت الکتریکی، کل جامدات محلول، سختی و خاصیت اسیدی است. برای محاسبه شاخص WQI در این مطالعه، از داده­های نمونه‌برداری‌ در شهرستان‌های قروه و دهگلان استان کردستان استفاده شده است. یکی از مشکلات اصلی شاخص WQI، تعداد پارامترهای زیاد برای محاسبه آن است. نوآوری این تحقیق استفاده از ترکیبی از روش­های آماری و شبکه عصبی مصنوعی برای یافتن پارامترهای بهینه در برآورد مقادیر WQI است.
مواد و روش‌ها: در این پژوهش، ابتدا میزان همبستگی پارامترها در چاه­های آب ارزیابی می­شود و براساس آن، تعداد پارامترهای اولیه مستقل به دو مدل شبکه عصبی مصنوعی شناخته­شده، یعنی پرسپترون چندلایه (MLP) و تابع پایه شعاعی (RBF) به­عنوان پارامترهای ورودی و مقدار WQI به­عنوان پارامتر خروجی معرفی شدند.
 نتایج و بحث: نتایج این مطالعه نشان داد که با کاهش تعداد پارامترها به هشت عدد، مدل شبکه عصبی قادر بود با دقت بسیار زیاد (ضریب همبستگی 996/0 و RMSE  برابر با 83/7) مقدار شاخص WQI را پیش‌بینی کند. همچنین، مدل پرسپترون چندلایه عملکرد بهتری نسبت به مدل تابع پایه شعاعی ارائه داد.
 نتیجه‌گیری: بر اساس مقادیر شاخص WQI کیفیت آب‌های زیرزمینی در شهرستان دهگلان عمدتاً در محدوده کیفیت خوب و خیلی­خوب قرار دارد؛ درحالی­که در شهرستان قروه از غرب به سمت شرق و جنوب شرقی، کیفیت آب به­شدت کاهش یافته و از خیلی­خوب به خیلی­بد تغییر می‌کند.

توسعه مدل شبیه‌سازی- بهینه‌سازی طراحی آبیاری جویچه‌ای: تلفیق روش SCS و الگوریتم‌های فراابتکاری

صفحه 194-208

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.531231.1166

محمود اکبری، محمد امیری

چکیده هدف: تعیین عملکرد بهینه سامانه­ها با استفاده از مدلهای شبیه­سازی- بهینه­سازی امکان‌پذیر است. آبیاری سطحی که در قالب آبیاری کم‌فشار در زمره روش‌های نوین آبیاری هستند، با دریافت اعتبارات بلاعوض، مورد حمایت دولت قرار می‌گیرند. مواد و روش‌ها: در این تحقیق یک مدل واسنجی- شبیه­سازی- بهینه­سازی جدید برای آبیاری جویچه‌ای توسعه داده شد. در این مدل برای واسنجی پارامترهای معادله نفوذ SCS از داده‌های آزمایش نفوذ، برای شبیه­سازی هیدرولیک آبیاری سطحی (طراحی جویچه) از روش SCS و برای بهینه­سازی، از حل‌گر الگوریتم فراابتکاری PSO (particleswarm) استفاده شد. درنهایت در این مدل، شبیه‌سازی پس از شبیه‌سازی-بهینه‌سازی آبیاری جویچه‌ای انجام می‌شود. برای بهینه­سازی تابع هدف هیدرولیکی شامل کمینه­سازی ترکیب خطی سه شاخص عملکرد، از متغیرهای تصمیم دبی، طول و شیب استفاده شد. نتایج و بحث: مقایسه نتایج معادله نفوذ SCS با پارامترهای واسنجی‌شده با مقادیر نفوذ مشاهداتی، با R2=0.99، CRM=-0.002 و NRMSE=0.7%، نشانگر عملکرد مناسب واسنجی بود. نتایج شبیه‌سازی در سه مزرعه آزمایشی بیانگر بیش‌آبیاری با تلفات رواناب بود که منجر به تابع وضع موجود نامناسب شد. گرچه طراحی با کاهش دبی و بستن انتها تلفات را کاهش داد. پس از آن بهینه‌سازی با گزینه‌هایی نظیر کاهش دبی، افزایش طول و افزایش شیب تابع هدف را از 22/1 به 24/0 برای مزرعه 1، از 8/0 به 27/0 برای مزرعه 2 و از 22/0 به 11/0 برای مزرعه 3 کاهش (بهبود) داد.   نتیجه‌گیری: در مجموع متغیر تصمیم دبی بیشترین تأثیر را بر شاخص‌های عملکرد و تابع هدف نشان داد. درنهایت مدل پیشنهادی قادر به ارائه راهکارهای مدیریتی به‌منظور بهینه‌سازی آبیاری جویچه‌ای می‌باشد.

ارزیابی عملکرد مدل‌های CMIP6 در شبیه‌سازی و پیش‌بینی رطوبت خاک سطحی تحت سناریوهای تغییر اقلیم: مطالعه موردی استان قزوین

صفحه 209-230

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.536321.1169

منصوره کوهی، ابراهیم اسعدی اسکویی، فاطمه عباسی

چکیده هدف: رطوبت خاک یکی از متغیرهای کلیدی چرخه آب محسوب می‌شود که نقش مهمی در تولیدات کشاورزی و پویایی اقلیم ایفا می‌کند. برآورد دقیق و پیش‌نگری آن به‌ویژه در مناطق نیمه‌خشک مانند استان قزوین، که فاقد شبکه پایش میدانی گسترده است، اهمیت بالایی برای مدیریت منابع آب دارد. با توجه به تأثیر روزافزون تغییر اقلیم، هدف پژوهش حاضر، ارزیابی توانمندی دو مدل منتخب از مدل‌های اقلیمی CMIP6 شامل ACCESS-CM2 و MPI-ESM1-2-LR در شبیه‌سازی رطوبت سطحی خاک تحت دو سناریوی مشترک اقتصادی-اجتماعی (SSP5-8.5, SSP1-2.6) است. این مطالعه خلأ مهمی را در زمینه پیش‌نگری این متغیر در استان قزوین پوشش می‌دهد.
مواد و روش‌ها: در این تحقیق از داده‌های ماهانه رطوبت خاک سطحی (عمق ۰ تا ۷ سانتی‌متر) بانک داده بازتحلیل ERA5-Land برای دوره پایه (19852014) استفاده شد. خروجی دو مدل اقلیمی CMIP6 منتخب انتخاب و اصلاح اریبی با روش نسبت‌گیری خطی (LS) انجام شد. برای ارزیابی عملکرد مدل‌ها از شاخص‌های آماریRMSE، MAEو ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید. همچنین پیش‌نگری‌های اقلیمی برای دوره آینده نزدیک (20402021) تحت دو سناریوی مذکور انجام و تحلیل مکانی-زمانی روی آن‌ها صورت گرفت.
نتایج و بحث: بررسی الگوی توزیع مکانی رطوبت خاک در استان قزوین بر اساس داده‌های ERA5-land نشان داد بیشترین مقدار رطوبت خاک در ماه‌های ژانویه تا آوریل و اکتبر تا دسامبر وجود دارد. کمترین مقادیر به مناطق مرکزی و جنوب شرقی استان مربوط بود. پس از اصلاح اریبی، خروجی هر دو مدل به واقعیت نزدیک‌تر شد. مدل ACCESS در نمایش الگوی مکانی، به‌ویژه در مناطق کوهستانی، عملکرد بهتری نسبت به مدل MPI داشت. نتایج پیش‌نگری نشان داد که در سناریوی خوشبینانه، مقدار رطوبت خاک در فصل زمستان افزایش خواهد یافت، اما در تابستان کاهش یا تغییر اندکی مشاهده شد. در سناریوی بدبینانه، کاهش شدیدتری در فصل تابستان و اوایل پاییز مشاهده شد (کاهش تا ۳۵٪). بیشترین کاهش در ماه اکتبر مشاهده گردید.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که رطوبت خاک در ماه‌های گرم تحت تأثیر تغییر اقلیم کاهش خواهد یافت که این موضوع می‌تواند بر مدیریت آبیاری، پایش خشکسالی و عملکرد محصولات کشاورزی اثرگذار باشد. از جمله محدودیت‌های اصلی این پژوهش، نبود داده‌های میدانی در استان قزوین بود. استفاده از داده‌های ریزمقیاس‌شده در کنار منابع سنجش از دور و همچنین بهره‌گیری از روش‌های یادگیری ماشین می‌تواند دقت پیش‌نگری‌ها را افزایش دهد.

آنالیز برخی از ترکیبات ثانویه علف‌هرز مهاجم کاملینا (Commelina communis L.) و ارزیابی پتانسیل آللوپاتیک آن در جهت تولید علفکش‌های سازگار با محیط زیست

صفحه 231-256

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.478651.1107

فاطمه رنجبر نیک قلعه، ابراهیم غلامعلی‌پور علمداری، زیبا اورسجی، اکرم طالقانی

چکیده هدف: این مطالعه با هدف شناسایی ترکیبات ثانویه علف‌هرز مهاجم کاملینا و بررسی پتانسیل دگرآسیبی آن بر جوانه‌زنی، ویژگی‌های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی و فعالیت آنتی‌اکسیدانی شاهی انجام شد.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه، ترکیبات ثانویه کاملینا شامل فنل کل، فلاوونوئید کل و آنتوسیانین و همچنین فعالیت آنتی‌اکسیدانی آن به روش‌های استاندارد فیتوشیمیایی اندازه‌گیری شد. آزمایش زیست‌سنجی اثر عصاره علف‌هرز کاملینا بر شاهی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در سال 1402 انجام گرفت. اندام‌های ریشه، ساقه، برگ و سرشاخه گلدار به‌عنوان عامل اول و غلظت‌های 25، 50، 75 و 100 درصد عصاره آبی به‌عنوان عامل دوم در نظر گرفته شد.
 نتایج و بحث: مطابق یافته‌ها، درصد و سرعت جوانه‌زنی، رشد گیاهچه، محتوای کلروفیل، پرولین، قندهای محلول، فنل کل، فلاوونوئید کل و فعالیت آنتی‌اکسیدانی شاهی تحت تأثیر عصاره آبی اندام‌های مختلف کاملینا و غلظت‌های آن‌ها قرار گرفت. غلظت‌های 25 و 50 درصد عصاره ریشه و ساقه باعث افزایش کلروفیل و وزن خشک گیاهچه شد، در حالی که غلظت‌های بالاتر از 50 درصد باعث کاهش رشد شد. عصاره سرشاخه گلدار بیشترین اثر بازدارندگی را بر جوانه‌زنی و فتوسنتز شاهی داشت. کاهش وزن خشک گیاهچه‌ها همراه با افزایش نسبی پرولین، قندهای محلول و فعالیت آنتی‌اکسیدانی نشان‌دهنده شدت تنش اکسیداتیو و سمیت سلولی است و تجمع آللوکمیکال‌هایی نظیر فنل کل، فلاوونوئید کل و آنتوسیانین در اندام‌های مختلف این موضوع را تأیید می‌کند.
نتیجه‌گیری: زیست‌توده بالای کاملینا و پتانسیل دگرآسیبی آن، به‌ویژه در سرشاخه‌های گلدار، آن را به گزینه‌ای مناسب برای مطالعات دگرآسیبی و مدیریت زیستی علف‌های هرز تبدیل می‌کند.

محیط زیست

بررسی مقایسه‌ای کیفیت پساب تصفیه‌خانه‌های بندرگز و بندرترکمن

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 مرداد 1403

https://doi.org/10.22034/nawee.2024.454832.1074

مجتبی قره محمودلو، مصطفی رقیمی، معصومه فراستی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی مقایسه‌ای کیفیت پساب خروجی دو تصفیه‌خانه‌ بندرگز و بندرترکمن در شرق استان گلستان انجام ‌شد. برای این‌منظور غلظت 11 پارامتر کیفی شامل دما، pH، BOD، COD، EC، نیترات، کل جامدات معلق(TSS)، کل جامدات، کدورت، فسفر کل، اکسیژن محلول، کلیفرم گرماپا و کلیفرم کل به همراه دبی به‌عنوان پارامتر کمی در پساب خروجی دو تصفیه‌خانه بندرگز و بندرترکمن و در سال آبی 1401-1400 بررسی‌شد. نتایج نشان داد که کمترین تغییرات در بین پارامترهای اندازه‌گیری شده در هر دو تصفیه خانه مربوط به حجم پساب تولیدی می‌باشد. همچنین میزان کدورت، کلیفرم کل و BOD پساب تصفیه‌خانه بندرگز به مراتب بیشتر از بندرترکمن می‌باشد. این امر بیانگر آنست که علاوه بر آلودگی فیزیکی، میزان آلودگی میکروبی پساب تصفیه‌خانه بندرگز بیشتر از تصفیه‌خانه بندرترکمن است. متوسط نسبت BOD/COD در پساب ورودی در هر دو تصفیه‌خانه در حدود 6/0 است. از این‌رو پساب هر دو تصفیه‌خانه را می‌توان به آسانی توسط روش‌های بیولوژیکی تجزیه نمود. اما مقدار این نسبت در پساب خروجی کمتر از 3/0 می‌باشد. درنتیجه امکان تجزیه بیولوژیکی پساب وجود ندارد. نتایج نشان داد که بیشترین میزان حذف به ترتیب مربوط به TSS و BOD است. بطورکلی نتایج نشان داد که میزان حذف پارامترها در تصفیه‌خانه بندرترکمن به‌جز پارامتر COD بیشتر از تصفیه‌خانه بندرگز می‌باشد. نتایج حاصل از شاخص کیفیت آب ISQA نشان از بهبود کیفیت آب پساب خروجی بعد عمل تصفیه دارد. اگرچه پساب خروجی در هر دو تصفیه‌خانه در رده نسبتا ضعیف قرار می‌گیرد.

هیدرولوژی و منابع آب

کاربرد نسبت‌های یونی و اندیس‌های اشباع در تفسیر فرآیندهای هیدروشیمیایی رودخانه اوغان، استان گلستان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 مهر 1404

https://doi.org/10.22034/nawee.2024.465612.1092

مجتبی قره محمودلو، مریم صیادی

چکیده پژوهش حاضر به منظور بررسی کیفی و هیدروشیمی آب رودخانه اوغان با استفاده از نسبت‌های یونی و اندیس‌های اشباع صورت گرفته است. بدین منظور از نتایج آنالیز پارامترهای فیزیکوشیمیایی طی یک دوره 8 ساله (1389-1396) دو ایستگاه هیدرومتری واقع بر روی رودخانه اوغان استفاده گردید. به منظور تحلیل و شناخت فرآیندهای هیدروشیمیایی از دیاگرام‌های استیف، پایپر، گیبس، نسبت‌های یونی، روابط CAI1 و CAI2 و نمودار Chadha استفاده گردید. همچنین به منظور پیش‌بینی و احتمال رسوب و یا انحلال برخی کانی‌ها از شاخص‌های اشباع و نمودارهای ترکیبی شاخص‌های اشباع استفاده شد. در نهایت به منظور تعیین تعداد عوامل تأثیرگذار بر کیفیت آب ایستگاه‌های مورد مطالعه از آنالیز تحلیل عاملی استفاده شد. نتایج نمودارهای استیف و پایپر رودخانه اوغان نشان داد که تیپ و رخساره هیدروشیمی ایستگاه‌های گالیکش و اوغان بی‌کربناته کلسیک می‌باشد. براساس نمودار گیبس واکنش آب-سنگ عامل کنترل کننده شیمی آب ایستگاه‌های مورد مطالعه می‌باشد. نتایج نسبت‌های یونی و نمودار Chadha حاکی از آن است که فرآیندهای تبادل یونی معکوس و هوازدگی سنگ‌های دولومیتی و آهکی دو عامل مؤثر بر تغییر کیفیت آب رودخانه مورد مطالعه می‌باشند. از اینرو آب رودخانه نسبت به کانی‌های دولومیت، کلسیت و آراگونیت فوق‌اشباع می‌باشد در حالیکه نسبت به کانی‌های تبخیری نظیر هالیت، ژیپس و انیدریت تحت‌اشباع می‌باشد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که دو عامل انحلال سازندهای زمین‌شناسی حوضه آبریز رودخانه نظیر سنگ‌های آهکی و دولومیتی و ورود فاضلاب‌های خانگی و پساب‌های کشاورزی به داخل رودخانه بیشترین تأثیر را بر کیفیت آب ایستگاه‌های مورد مطالعه دارند.

آبیاری و زهکشی

بررسی بهره‌وری آب و انرژی در کشت مستقیم و سنتی برنج (مطالعه موردی شهرستان ممسنی)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 آذر 1404

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.481004.1108

جهانگیر عابدی کوپایی، رامین روشناس، علی‌اصغر مسعودی، راضیه کرمی

چکیده کشت مستقیم خشکه‌کاری برنج یکی از روش‌های کشت این محصول می‌باشد که امروزه مورد توجه محققان قرار گرفته که به علت کاهش استفاده از ادوات و ماشین‌آلات کشاورزی، کاهش نیروی کارگر و کاهش بذر مصرفی هزینه اولیه و انرژی ورودی برای کاشت این محصول را به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش داده است. به همین منظور بررسی بهره‌وری آب و انرژی کشت سنتی و مستقیم برنج، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب بلوک کامل تصادفی در شهرستان ممسنی صورت گرفت. نتایج نشان داد که عملکرد کشت مستقیم شمیم و فجر به ترتیب 5197 و 4811 کیلوگرم و عملکرد کشت سنتی شمیم و فجر به ترتیب 6847 و 6011 کیلوگرم بود. کشت مستقیم نسبت به کشت سنتی عملکرد شلتوک را به طور کاملا معنی‌داری کاهش داد ولی بر خصویات فیزیکی و خصوصیات کیفی محصول تاثیر معنی‌داری نداشت. در این مطالعه مقادیر انرژی ورودی و خروجی و درصد سهم هر کدام از نهاده‌ها محاسبه شد و شاخص‌های نسبت انرژی ورودی به خروجی، بهره‌وری اقتصادی انرژی و بهره‌وری فیزیکی انرژی هر کدام از تیمارها محاسبه شد. مقدار بهره‎وری انرژی برای رقم شمیم در کشت مستقیم و کشت سنتی به‌ترتیب برابر با 21/0و 18/0 کیلوگرم\مگاژول و بهره‎وری انرژی برای رقم فجر در کشت مستقیم و سنتی به‌ترتیب برابر با 19/0 و 16/0 کیلوگرم\مگاژول بود که نشان دهنده افزایش بهره‌وری انرژی با تغییر کشت می‌باشد. همین‎طور نتایج شاخص‌های مورد بررسی نشان داد که با کاهش انرژی ورودی، بهره‌وری اقتصادی و فیزیکی انرژی افزایش می‌یابد.

محیط زیست

Spatio-Temporal Dynamics of Vegetation Cover in East Azerbaijan Province, Iran: A 22-Year Analysis Using MODIS Data and Advanced Statistical Models

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 دی 1404

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.556274.1176

سینا فرد مرادی نیا، فرحناز خرم آبادی، مصطفی طحانی یزدلی، سید محمد حسینی

چکیده Vegetation cover is a critical indicator of regional ecosystem health and a key component in global climate regulation models. In vulnerable mountainous environments, characterized by high sensitivity to climatic and anthropogenic pressures, monitoring vegetation dynamics over time is essential for effective resource management. This study focuses on the spatio-temporal variations of vegetation cover in East Azerbaijan Province—a crucial mountainous nexus in northwestern Iran—over a 22-year period (2000–2022). To achieve this objective, statistical and geospatial models, including the Normalized Difference Vegetation Index (NDVI), Kolmogorov-Smirnov Test (KST), Geographically Weighted Regression (GWR), and Principal Component Analysis (PCA), were applied to MODIS satellite products.
The findings reveal a sustained yet unstable dynamic in the region's vegetation. The KST indicated that the NDVI distribution was not normal across all months, suggesting significant ecological instability. Crucially, the mean annual rate of NDVI change accelerated from 0.166% in the first decade (2000–2009) to 0.192% in the second decade (2010–2022). The high variance of NDVI (36.78%) confirms pronounced spatial heterogeneity across the province. Furthermore, a strong positive correlation of 45% was established between precipitation and vegetation cover, underscoring the dominant role of moisture availability. Finally, the PCA successfully identified three high-density vegetation groups, collectively explaining 93.49% of the total variance, and the GWR model demonstrated high predictive capability for localized changes. These results provide critical quantitative data on the accelerated ecological changes in this vital mountain region, offering essential input for regional land-use planning and conservation strategies.

سازه های آبی

سازه‌ بافل در مهندسی آب: مروری بر کاربردها، چالش‌ها و روش‌های نوین در کنترل جریان و مدیریت سیلاب

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 دی 1404

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.553107.1171

محمد خسروی حموله، الهام قنبری عدیوی

چکیده یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در مهندسی آب، مدیریت و کنترل جریان‌های آزاد و سازه‌های آبی به منظور حفاظت از منابع طبیعی، زیرساخت‌ها و اکوسیستم‌های پیرامون است. سازه‌های بافل به‌عنوان ابزاری مؤثر در کنترل و مدیریت جریان آب، نقش مهمی در بهینه‌سازی عملکرد هیدرولیکی، استهلاک انرژی جنبشی جریان و بهبود انتقال رسوب ایفا می‌کنند. در این پژوهش مروری، مطالعات متعددی در زمینه انواع بافل‌ها، تحلیل‌های هیدرولیکی بر اساس معادلات حاکم بر جریان سیال، و مکانیزم‌های اثرگذاری این سازه‌ها در مجاری باز بررسی شده است. کاربردهای اصلی بافل‌ها شامل اندازه‌گیری جریان، کنترل انرژی و کاهش سرعت جریان، مدیریت ظرفیت جریان، کاهش فرسایش و آبشستگی، بهبود فرآیند حذف مواد معلق در حوضچه‌های ته‌نشینی، کاهش اثرات ناشی از جریان‌های ناگهانی و سیلاب‌ها و مدیریت جریان‌های واریزه‌ای (آواری) می‌باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد که استفاده بهینه از بافل‌ها می‌تواند پایداری سازه‌های هیدرولیکی را افزایش داده و به مدیریت و کاهش اثرات منفی جریان و سیلاب در پایین‌دست کمک کند. این فناوری به‌ویژه در کنترل فرسایش و مدیریت سیلاب‌ها کاربرد گسترده‌ای دارد. همچنین در ادامه چالش‌ها و محدودیت‌های موجود در طراحی بافل‌ها مورد بحث قرار گرفته و روندهای نوین در توسعه این سازه‌ها معرفی شده است. این مرور با تمرکز بر چالش‌ها و محدودیت‌ها، بر ضرورت مطالعات سیستماتیک و استفاده گسترده‌تر از سازه‌های بافل در پروژه‌های مهندسی آب تأکید نموده و مسیرهای تحقیقاتی آینده را پیشنهاد می‌دهد.

بهبود کیفیت فاضلاب شهری با استفاده از روش توأم زیست پالایی و بتن متخلخل

دوره 1، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/nawee.0621.153625

جهانگیر عابدی کوپایی، افشین بنی اسدی، محمدمهدی درافشان

چکیده ترکیب گیاه‌پالایی و بتن متخلخل فناوری جدیدی است که در آن تحت عنوان تصفیه طبیعی از بتن متخلخل و گیاهان مقاوم برای حذف یا کاهش غلظت آلاینده‌ها استفاده می‌شود. در این پژوهش عملکرد بتن متخلخل همراه با مواد افزودنی همچون پوکه معدنی و پرلیت به عنوان بستر و گیاه وتیور بر روی پساب شهری مورد بررسی قرار گرفته است. مکعب مستطیل‌هایی از بتن متخلخل با ابعاد 30×30×15 سانتی‌متر مکعب (که به ترتیب طول، عرض و ارتفاع می‌باشد) ساخته و گیاه مورد نظر با دو تراکم متفاوت (12 و 27 بوته گیاه) در بین بتن‌ها قرار داده شد. پس از گذشت زمان‌های ماند مورد نظر (5، 7 و 9 ساعت) جریان پساب از حوضچه ورودی و خروجی نمونه‌برداری شد و آزمایش‌های تعداد کل کلی‌فرم، اکسیژن‌خواهی بیولوژیکی(BOD)، اکسیژن‌خواهی شیمیایی (COD) و کل جامد معلق (TSS) بر روی نمونه‌ها انجام گرفت. اثر بتن متخلخل، تراکم گیاهی و زمان‌ماند با استفاده از طرح کاملاً تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. به طور متوسط در زمان‌ماند 5 ساعت BOD، COD، TSS و کلی‌فرم به ترتیب 1/16، 5/27، 6/20 و 1/19 درصد کاهش یافت. همچنین به طور متوسط در زمان‌ماند 7 ساعت BOD، COD، TSS و کلی‌فرم به ترتیب 5/20، 33، 1/26 و 3/25 درصد کاهش یافت. در زمان‌ماند 9 ساعت نیز به طور متوسط BOD، COD، TSS و کلی‌فرم به ترتیب 9/25، 5/38، 9/31 و 5/30 درصد کاهش یافت. در مجموع این طرح در حذف BOD، COD و TSS موفق عمل نمود و در حذف کلی‌فرم نیز عملکرد خوبی داشته است.

پیش‌بینی رواناب با مدل SVR در سناریوهای اقلیمی و برآورد تقاضاهای آبی ناشی از تغییرات آن در مدل WEAP

دوره 1، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 75-90

https://doi.org/10.22034/nawee.2022.154268

بنفشه رحیمی، مریم حافظ پرست مودت

چکیده تغییر اقلیم که به معنی تغییرات بلندمدت اقلیمی در یک منطقه است، با افزایش دما و تغییرات الگوی بارش تغییراتی در برآورد تقاضاهای آبی ایجاد کرده است. شبیه‌سازی منابع و مصارف حوضه­ی آبریز سد جامیشان با استفاده از مدل WEAP با الگوهای کشت موجود در منطقه بررسی شد. برای ارزیابی تأثیر تغییر اقلیم بر پارامترهای بارش و دما در این منطقه از خروجی‌های سناریوی RCP8.5 مدل­های HADGEM2_ES و MIROC5 و از سری مدل­های CMIP5 استفاده ‌شد. در این پژوهش پارامترهای ماهانه­ی دما و بارش سد جامیشان با استفاده از روش عامل تغییر ریزمقیاس و برای دوره آتی تولید شدند. از روش یادگیری ماشینی رگرسیون بردار پشتیبان تصحیح شده با تغییر در پارامترهای موثر برای پیش بینی رواناب در دوره تغییر اقلیم استفاده گردید. نتایج مدل‌ اقلیمی به­طور میانگین افزایش دمای ۵/۰ تا ۵/۱ درجه سلسیوس را در طول دوره­ی آماری نشان می‌دهد. نتایج بارش شبیه‌سازی شده نشان می‌دهد که میانگین بارش ماهیانه با سناریوی8.5  RCP در دوره­ی آتی در مدل HADGEM2_ES با افزایش  ۵ درصدی و در مدل MIROC5 با کاهش ۶ درصدی نسبت به دوره­ی پایه همراه بوده‌است. بررسی نتایج پیشبینی دبی با استفاده از مدل SVR حاکی از آن است که رواناب نسبت به دوره­ی پایه با کاهش همراه است. به­منظور برنامهریزی و مدیریت منابع آب با استفاده از نرم افزار WEAP به شبیه‌سازی سد جامیشان پرداخته شد. بدین منظور با درنظر گرفتن سه الگوی کشت متفاوت مقادیر تأمین و کمبود برای هر نیاز برآورد گردید. شبیه‌سازی الگوی کشت‌های مختلف در WEAP نشان می‌دهد به‌طور میانگین تأمین برابر با 75 درصد است.

تعیین تابع تولید و ارزش اقتصادی نهاده‌ی آب در تولید گندم و جو در دشت اردبیل

دوره 1، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 27-40

https://doi.org/10.22034/nawee.2022.153889

رسول نوری خواجه بلاغ، محمدرضا خالدیان، محمد کاوسی کلاشمی، محمدتقی عظیمی

چکیده در سال­های اخیر بهره­برداری غیربهینه از منابع آبی به­ویژه منابع آب زیرزمینی، خشکسالی، رعایت­نکردن اصول حفاظت در بهره­برداری از منابع آبی­کشور، رشد جمعیت و غیره موجب شد تا نهاده­ی آب به­عنوان یکی از مهم­ترین عوامل محدودکننده­ی توسعه در بخش کشاورزی ایفاء نقش نماید. یکی از راه­کارهایی که می­تواند تا حدودی این مشکل را حل کند، مدیریت جامع آب است که روشی اقتصادی دارای اهمیت است. همچنین با ارزش­گذاری می­توان بین عرضه و تقاضای آب تعادل ایجاد کرد. در این مطالعه برای تعیین ارزش اقتصادی آب در تولید محصولات گندم و جو از روش تابع تولید استفاده شد. به­منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم­افزارهای EXCEL و SPSS استفاده شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که متوسط مقدار تولید نهایی نهاده­ی آب آبیاری برای محصول گندم و جو به‌ ترتیب برابر با 240/0 و 268/0، با ارزش اقتصادی 3/3237 و 2813 ریال بر مترمکعب است. همچنین بیشترین میزان مصرف آب در تولید گندم و جو به ترتیب برابر با 5200 و 3100 مترمکعب و میانگین مصرف آب به ترتیب برابر با 56/4604 و 7/2793 مترمکعب به‌دست آمد. با توجه به اینکه ارزش نهایی تولید آب بیشتر از هزینه­ی تأمین آب آبیاری است، در صورت اصلاح­نکردن قیمت آب کشاورزی باعث برداشت و استفاده­ی بی­رویه از منابع آبی می­شود. برای جلوگیری از این امر بهتر است قیمت آب کشاورزی براساس ارزش نهایی تولید تنظیم شود.

ارزیابی مدل AquaCrop برای شبیه‌سازی واکنش ارقام مختلف برنج به روش کاشت

دوره 1، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 63-74

https://doi.org/10.22034/nawee.2022.153890

سید امیر حسین موسوی، اصلان اگدرنژاد، عبدالعلی گیلانی

چکیده توجه به زراعت برنج به دلیل مصرف زیاد آب در کشاورزی پایدار بسیار اهمیت دارد. این گیاه زراعی مهم‌ترین منبع غذایی در کشور ما محسوب می‌شود و به همین دلیل اطلاع از مقدار آب مصرفی آن در ارقام مختلف با روش‌های کاشت گوناگون مهم است. چون انجام آزمایش‌های متعدد برای اطلاع از این موضوع نیازمند صرف وقت و هزینه بسیار است؛ لازم است از مدل‌سازی گیاهی استفاده شود. بدین منظور، برای ارزیابی عملکرد، زیست‌توده و کارایی مصرف آب برنج با مدل AquaCrop تحقیقی در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان انجام شد. در این تحقیق، دو عامل روش کاشت (D1: نشایی، D2: مستقیم رایج در منطقه و D3: خشکه‌کاری) و رقم برنج (v1: عنبوری قرمز، v2: چمپا و  v3: دانیال) برای شبیه‌سازی پارامترهای مورد مطالعه در نظر گرفته شدند. مقادیر آماره‌های MBE، RMSE و NRMSE برای عملکرد برنج به‌ترتیب برابر با 25/0 تن در هکتار، 0/1 تن در هکتار و 10/0 بود. این مقادیر برای زیست‌توده به‌ترتیب برابر با 30/0 تن در هکتار، 15/1 تن در هکتار و 05/0 و برای کارایی مصرف آب به‌ترتیب برابر با 07/0 کیلوگرم بر مترمکعب، 24/0 کیلوگرم بر مترمکعب و 03/0 بود. مقادیر آماره EF برای عملکرد، زیست‌توده و کارایی مصرف آب برنج به‌ترتیب برابر با 87/0، 56/0 و 65/0 و مقادیر d برای هر سه پارامتر برابر با 99/0 بود. با توجه به این نتایج، مدل AquaCrop دقت کافی در شبیه‌سازی عملکرد، زیست‌توده و کارایی مصرف آب برنج جهت نیل به کشاورزی پایدار داشت.

مقایسه‌ی تغییرات زمانی و مکانی تبخیر ‌و ‌تعرق ذرت در منطقه‌ی ماهیدشت حاصل از تصویر ماهواره‌ای لندست ۸ و منابع موجود

دوره 1، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 51-62

https://doi.org/10.22034/nawee.2022.153887

نسیم کمالی، بهمن فرهادی بانسوله

چکیده میزان تبخیر و تعرق گیاهان درون یک منطقه با توجه به پارامترهای هواشناسی، مرحله رشد گیاه و شرایط مدیریتی مزارع دارای تغییرات زمانی و مکانی می­باشد. هدف از مطالعه کنونی مقایسه روند تغییرات مکانی و زمانی تبخیر و تعرق ذرت در منطقه ماهیدشت با استفاده از تصاویر ماهواره­ای با منابع علمی موجود (به علت نبودن داده­های لایسیمتری) بوده است. در این مطالعه تبخیر و تعرق روزانه برای چهار مزرعه ذرت واقع در مناطق مختلف دشت با استفاده از الگوریتم سبال و تصاویر ماهواره­ای لندست8 در 6 تاریخ در طول دوره رشد گیاه ذرت در سال 1393 تخمین زده شد. از آنجایی که اندازه­گیری مزرعه­ای تبخیر و تعرق واقعی جهت اعتبار­سنجی نتایج حاصل از برآورد تبخیر و تعرق براساس الگوریتم سبال وجود نداشت، نتایج نهایی (تبخیر و تعرق) و همچنین نتایج میانی الگوریتم سبال (شاخص دمای سطحی، NDVI و آلبیدو ) با نتایج قابل قبول در دسترس مقایسه شد. نتایج نشان داد تبخیر و تعرق به دست آمده با الگوریتم سبال و نرم­افزار AGWAT روند مشابهی داشتند. روند افزایشی و کاهشی دمای سطحی در گذر زمان منطقی بود. متوسط شاخص NDVI در طول دوره رشد در مزارع مورد مطالعه بین 47/0 تا 53/0 بوده که با توجه به منابع در محدوده قابل قبولی قرار دارد. ضریب بازتاب نور (آلبیدو) با متوسط 18/0-17/0 تغییرات اندکی در بین مزارع منتخب داشت. تغییرات زمانی نتایج نشان دهنده روند افزایشی دمای سطحی، تبخیر و تعرق و شاخص گیاهی NDVI تا اواسط دوره رشد و سپس کاهش این پارامترها می­باشد.

ارزیابی سامانه آبیاری عقربه‌ای در دو سرعت‌ مختلف در جهت موازی و عمود بر خط آبیاری

دوره 1، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 41-50

https://doi.org/10.22034/nawee.2022.153888

محمدرضا براتی، مهدی ذاکری نیا، ابوطالب هزارجریبی

چکیده بادستگاه‌های آبیاری آبفشان دوار که یکی از پیشرفته‌ترین سامانه‌های آبیاری بارانی می‌باشد، اخیراً در ایران کاربرد زیادی پیدا کرده است. با توجه به امر لزوم تحقیق در مورد سازگاری این سامانه‌ با شرایط فرهنگی، اقتصادی، اقلیمی ایران و بهینه نمودن کارایی سامانه امری ضروری است. با توجه به موارد فوق هدف از این ارزیابی، شناخت وضع موجود دستگاه آبفشان دوار می‌باشد که بر اساس آن بتوان در جهت بهبود وضعیت دستگاه و رفع نقاط ضعف آن تصمیم‌گیری نمود. اهمیت این موضوع از یک طرف و کمبود اطلاعات از طرف دیگر، ضرورت انجام تحقیقات در این زمینه را روشن می‌سازد. لذا در این راستا ارزیابی سنترپیوت در دو سرعت 10 و 60 درصد بصورت شعاعی و عمودی صورت گرفت که در آن ضریب یکنواختی در عبور دستگاه به صورت شعاعی و با سرعت 10 و 60 درصد، به‌ترتیب 3/80 و 4/76 درصد و یکنواختی توزیع آب به‌ترتیب 6/72 و 5/65 درصد به دست آمد. همچنین آزمایش ضریب یکنواختی در جهت عمودی در دو سرعت مذکور به ترتیب 1/61 و 3/59 درصد به‌دست آمد. یکنواختی توزیع رطوبت در خاک پس از آبیاری با سرعت 60 درصد نیز اندازه‌گیری و محاسبه شد که نتیجه مقدار 37/86 درصد را نشان داد. نتایج نشان داد که مقدار یکنواختی توزیع رطوبت خاک از مقدار یکنواختی توزیع آب در سطح مزرعه بیشتر بود که علت آن در جریانات افقی و فرآیند انتقال آب در زیر سطح می‌باشد. بر‌این اساس در این مناطق با وجود یکنواختی پخش آب حدود 70 درصد، مقدار یکنواختی توزیع رطوبت مناسب است.

کاربرد روش احتمالاتی چیو در شبیه‌سازی میدان سرعت جریان در قوس رودخانه‌ها (مطالعه‌ی موردی: قوس‌ رودخانه‌ی آق‌قلا)

دوره 1، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 15-26

https://doi.org/10.22034/nawee.2022.153891

عبدالرضا ظهیری، امیراحمد دهقانی، ایمان یوسف آبادی

چکیده در رودخانه­ها و به‌ویژه در محل قوس، تغییرات سرعت جریان در جهت­های عرضی و عمقی غیریکنواخت و تحت تأثیر عوامل زیادی از قبیل جریان­های ثانویه، زبری بستر و جداره­ها و وضعیت هیدرولیکی جریان است. برای محاسبه­ی توزیع دوبعدی سرعت جریان در رودخانه­های مستقیم، محققان روش­های زیادی ارائه کرده­اند. این در حالی است که به‌دلیل ساختار پیچیده­ی جریان در قوس رودخانه­ها، شبیه­سازی میدان سرعت در این مقاطع به کمک نرم­افزارهای دینامیک سیالات محاسباتی انجام می­شود. در این پژوهش، از روش احتمالاتی چیو برای حل میدان سرعت جریان در یکی از قوس­های رودخانه­ی گرگان‌رود در استان گلستان استفاده شد. با توجه به کمبود داده­های صحرایی در قوس­های رودخانه­ای، برای انجام این تحقیق 6 نمونه میدان سرعت جریان در یکی از قوس­های بالادست ایستگاه هیدرومتری آق­قلا (به فاصله 200 متر) اندازه­گیری شد. از بین این داده­ها، 4 سری توزیع سرعت برای واسنجی مدل و 2 سری برای صحت­سنجی آن استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که روش چیو در شبیه­سازی میدان سرعت جریان در این رودخانه­ی پیچان از دقت قابل‌قبولی برخوردار است. تحلیل آماری نتایج به­دست آمده بیانگر این است که میانگین خطای مطلق این روش برای حل توزیع دوبعدی سرعت جریان در محل قوس در مرحله­ی واسنجی حدود 9/4 درصد و در مرحله­ی صحت­سنجی حدود 5/3 درصد است. این میزان خطا برای محاسبه­ی دبی کل جریان رودخانه در محل قوس به­ترتیب حدود 9/5 و 0/6 درصد به­دست آمده است.

ابر واژگان