مجله «رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط‌زیست» دوفصلنامه علمی و پژوهشی در حوزۀ مهندسی آب و محیط زیست است که مقاله‌های علمی، پژوهشی و مروری به زبان فارسی به همراه چکیده انگلیسی مبسوط در حوزه‌های آب، آب انبار، آب‌های زیرزمینی، آبیاری، تغییرات اقلیمی، خشکسالی، علم و فناوری آب، مدل‌های هیدرولیک، مدیریت منابع آب، مهندسی آب، مهندسی آبرسانی، مهندسی کشاورزی (آب)، مهندسی محیط‌زیست، مهندسی هیدرولوژی، مهندسی هیدرولیک، هیدرولوژی (آب‌شناسی)، و هیدرولیک کشاورزی، را منتشر می‌کند؛ و توسط دانشگاه گنبد کاووس با همکاری علمی انجمن مهندسی آبیاری و آب ایران منتشر می‌شود. تمامی مقالات ارسال شده به مجله «رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط‌زیست» پس از بررسی اولیه و طی کردن فرایند داوری تخصصی توسط حداقل دو داور به صورت محرمانه و دو سو ناشناس، و پذیرش نهایی منتشر خواهند شد.

******************************************************

معرفی مجله

عنوان مجله: رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط‌زیست

عنوان انگلیسی مجله: Journal of New Approaches in Water and Environmental Engineering

صاحب امتیاز: دانشگاه گنبد کاووس

ناشر: دانشگاه گنبد کاووس

انجمن علمی حامی: انجمن مهندسی آبیاری و آب ایران

مدیر مسئول: دکتر معصومه فراستی

سردبیر: دکتر سعید برومندنسب

جانشین سردبیر: دکتر معصومه فراستی

گروه علمی (موضوعی): گروه علمی: کشاورزی و منابع طبیعی

زیر گروه: آب و خاک

حوزه‌های موضوعی مجله: آب، آب انبار، آب‌های زیرزمینی، آبیاری، تغییرات اقلیمی، خشکسالی، علم و فناوری آب، مدل‌های هیدرولیک، مدیریت منابع آب، مهندسی آب، مهندسی آبرسانی، مهندسی کشاورزی (آب)، مهندسی محیط‌زیست، مهندسی هیدرولوژی، مهندسی هیدرولیک، هیدرولوژی (آب‌شناسی)، و هیدرولیک کشاورزی.

تاریخ آغاز اعتبار: 01/ 4/ 1401 توسط کمیسیون بررسی نشریات علمی کشور- رتبه نشریه در ارزیابی سال ۱۴۰3: «الف».

نوع داوری: دوسو ناشناس، گمنام و محرمانه

میانگین بازه زمانی بررسی اولیه مقالات دریافتی: حدود 10 روز

میانگین بازه زمانی فرایند داوری پذیرش مقالات: 2-4 هفته، حداقل دو داور 

درصد پذیرش مقالات: 20 درصد

فاصله انتشار: دوفصلنامه

زبان مجله:  فارسی (چکیده و منابع به انگلیسی)                  

نوع مجله: نشریه علمی

درجه اعتبار: علمی

نوع مقالات: پژوهشی و مروری

نوع انتشار:  الکترونیکی

نوع دسترسی: رایگان (تمام متن)

شاپای الکترونیکی: 29810280

شیوه استناددهی: شیوه‌نامه استنادی هاروارد

تلفن: 33267505- 017، 09188300783| زمان تماس ساعت 9 صبح تا 2 عصر.

رایانامه دانشگاهی مجله: nawee@gonbad.ac.ir

جیمیل پشتیبان مجله: nawee.gku@gmail.com

آدرس وبگاه مجله: https://nawee.gonbad.ac.ir

هزینه داوری مقاله:  ندارد.

هزینه پذیرش نهایی و انتشار:  ندارد؛ رایگان.

ضریب تأثیر در پایگاه استنادی جهان اسلام (ISC): Q1 -0/229

چاپ مقالات انگلیسی در مجله رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط زیست

حق‌مؤلف (کپی‌رایت) مقالات: مجله «رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط‌زیست» تابع قوانین بین‌المللی حق نشر همگانی کرییتیو کامنز (CC BY-NC) است. حق‌مؤلف مقالات از آن نویسندگان است و نویسندگان مالک و صاحب حق‌مؤلف اثر خود هستند.

نوع دسترسی: دسترسی آزاد به مقالات مجله «رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط‌زیست» بر اساس  مجوز کرییتیو کامنز (CC BY-NC)

کمیته بین‌المللی اخلاق نشر (کوپ): مجله «رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط‌زیست» با احترام به قوانین اخلاق نشر، تابع راهنماها، اصول و قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPE) است و از آیین‌نامۀ اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌کند.

سیاست مبارزه با سرقت ادبی و همانندجویی: بر اساس قرارداد با شرکت سیناوب تمامی مقالات ارسالی به مجله «رویکردهای نوین در مهندسی آب و محیط‌زیست»  قبل از ورود به فرایند داوری از طریق نرم‌افزارهای مشابهت‌یاب، همانندجو، همتایاب، همیاب و سمیم‌نور بررسی خواهند شد.

نکات قابل توجه نویسندگان: مجله بعد از داوری و برای چاپ مقاله، هزینه دریافت خواهد کرد؛ اما  بازنشر اطلاعات در این پایگاه با ذکر منبع آزاد است. با توجه به درخواست کمیسیون نشریات علمی کشور، ثبت و نمایش شناسه رایگان ORCID و استفاده از رایانامه دانشگاهی یا سازمانی برای نویسندگان مقالات الزامی است. بنابراین، از نویسندگان محترم درخواست می‌شود قبل از ارسال مقاله به مجله نسبت به اخذ کد شناسه پژوهشگر ORCID و رایانامه دانشگاهی/سازمانی اقدام نمایند.

نویسنده مسئول مکاتبات: نویسنده مسئول مقاله بایستی حتماً عضو هیئت علمی یک دانشگاه، مرکز یا پژوهشگاه باشد و مقاله حتماً توسط وی به مجله ارسال شود، و یا نامه تأییدیه مکتوب وی و فرم‌های ذیل همراه مقاله ارسال شود.

فایل‌ها و فرم‌های لازم: چهار فایل ضروری که باید از طریق سامانۀ دریافت مقاله‌ها ارسال شوند: ۱. فایل اصلی مقاله (بدون نام نویسندگان و با رعایت راهنمای نویسندگان و در قالب مقالات مجله)، ۲. فایل مشخصات نویسندگان؛ ۳. فرم تعهدنامه نویسندگان (باید شامل عنوان مقاله و نام و نام خانوادگی تمام نویسندگان باشد و به امضای همه نویسندگان رسیده باشد)؛ ۴. فرم تضاد منافع (باید توسط نویسنده مسئول امضاء و به همراه فایل مقاله بارگذاری شود)؛ و 5. نامه پشتیباننسخه نهایی مقاله بعد از طی کردن مراحل داوری و پذیرش مقاله بایستی در قالب مقالات مجله ارسال شود. در غیر این صورت ترتیب اثر داده نخواهد شد.

بررسی مقایسه‌ای کیفیت پساب تصفیه‌خانه‌های بندرگز و بندرترکمن

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/nawee.2024.454832.1074

مجتبی قره محمودلو، مصطفی رقیمی، معصومه فراستی

چکیده هدف: تصفیه صحیح فاضلاب‌های شهری و پایش پارامترهای کیفی پساب تصفیه‌خانه‌ها امری بسیار مهم و ضروری است و می‌تواند نقش مهمی در حفاظت از محیط زیست داشته باشد. از این‌رو پژوهش حاضر به منظور بررسی کیفیت پساب خروجی دو تصفیه‌خانه‌ بندرگز و بندرترکمن در غرب استان گلستان انجام ‌شد. مواد و روش‌ها: در این پژوهش از غلظت 11 پارامتر کیفی شامل دما، pH، BOD، COD، EC، نیترات، کل جامدات معلق(TSS)، کل جامدات، کدورت، فسفر کل، اکسیژن محلول، کلیفرم گرماپا و کلیفرم کل به همراه دبی به‌عنوان پارامتر کمی در پساب خروجی دو تصفیه‌خانه بندرگز و بندرترکمن و در سال آبی 1401-1400 استفاده ‌شد. سپس با استفاده از استانداردهای موجود، شاخص کیفیت آب آژانس کاتالان ISQA، نسبت BOD/COD و درصد بازده حذف پساب دو تصفیه‌خانه بررسی ‌شد. نتایج و بحث: نتایج نشان داد که میزان کدورت، کلیفرم کل و BOD تصفیه‌خانه فاضلاب بندرگز بسیار بیشتر از شهر بندرترکمن است. همچنین نسبت BOD/COD در پساب ورودی در هر دو تصفیه خانه حدود 6/0 است. بنابراین، پساب هر دو تصفیه‌خانه را می‌توان به راحتی با استفاده از روش‌های بیولوژیکی تجزیه کرد. با این حال، نسبت BOD/COD در پساب خروجی کمتر از 3/0 است. نتایج میزان حذف نشان داد که بیشترین میزان حذف به ترتیب مربوط به TSS و BOD است. همچنین میزان حذف پارامترها در تصفیه‌خانه بندرترکمن به جز COD بیشتر از تصفیه‌خانه بندرگز است. نتایج حاصل از شاخص کیفیت آب ISQA نشان از بهبود کیفیت آب پساب خروجی بعد عمل تصفیه دارد. اگرچه پساب خروجی در هر دو تصفیه‌خانه در رده نسبتا ضعیف قرار می‌گیرد. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که میزان آلودگی میکروبی پساب تصفیه‌خانه بندرگز از تصفیه‌خانه بندرترکمن بیشتر است. نتایج راندمان حذف نشان داد که میزان حذف پارامترها در تصفیه‌خانه بندرترکمن (به جز COD) بیشتر از تصفیه‌خانه بندرگز است.

مطالعه کودپذیری و تراکم پذیری ارقام جدید گندم در شرایط عدم آبیاری(دیم)

صفحه 21-36

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.530673.1165

عباس Biabani، محمدرضا جنگدوست‌میناب، رحمت... محمدی، حسین صبوری، علی نخزری مقدم، ابراهیم غلامعلی‌پور علمداری

چکیده به دلیل اهمیت نیتروژن، یک عنصر ضروری رشد محصولات و تاثیر تراگم بهینه بوته بر عملکرد گیاه گندم
مطالعه 3 ساله بر روی اثر سطوح مختلف نیتروژن و تراکم کاشت بر تعداد سنبله در متر مربع، تعداد دانه در سنبله، وزن دانه در سنبله، وزن هزاردانه در بهبود عملکرد گندم دیم، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در سال‌‌های زراعی 2021-2018در گنبد انجام شد تیمارهای کود شامل 0، 46، 92 و 138 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص از منبع کود اوره در کرت‌های اصلی و سطوح تراکم کاشت شامل 150، 225، 300، 375، 450 و 525 دانه در مترمربع در کرت‌های فرعی بود.
نتایج نشان داد عملکرد دانه، تعداد سنبله در مترمربع و تعداد دانه در سنبله تحت تأثیر سطوح مختلف نیتروژن، سطوح مختلف تراکم کاشت و اثر متقابل نیتروژن در تراکم کاشت معنی‌دار بود. وزن دانه در سنبله تحت تأثیر برهمکنش بین سطوح نیتروژن و تراکم کاشت در هر سه سال آزمایش قرار نگرفت. نتایج مقایسه میانگین اثر متقابل تیمارها نشان داد که ترکیب سطوح 138 کیلوگرم نیتروژن خالص و تراکم 300 بوته در مترمربع در سال اول آزمایش با عملکرد دانه 4957 کیلوگرم در هکتار، سطوح کودی 92 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص و تراکم 375 بوته در مترمربع در سال دوم آزمایش با عملکرد دانه 4408 کیلوگرم در هکتار و کاربرد تراکم 525 بوته در مترمربع و سطح کود 138 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص در سال سوم با عملکرد دانه 3235 کیلوگرم در هکتار بیشترین مقدار را داشت.

سازه‌ بافل در مهندسی آب: مروری بر کاربردها، چالش‌ها و روش‌های نوین در کنترل جریان و مدیریت سیلاب

صفحه 37-72

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.553107.1171

محمد خسروی حموله، الهام قنبری عدیوی

چکیده یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در مهندسی آب، مدیریت و کنترل جریان‌های آزاد و سازه‌های آبی به منظور حفاظت از منابع طبیعی، زیرساخت‌ها و اکوسیستم‌های پیرامون است. سازه‌های بافل به‌عنوان ابزاری مؤثر در کنترل و مدیریت جریان آب، نقش مهمی در بهینه‌سازی عملکرد هیدرولیکی، استهلاک انرژی جنبشی جریان و بهبود انتقال رسوب ایفا می‌کنند. در این پژوهش مروری، مطالعات متعددی در زمینه انواع بافل‌ها، تحلیل‌های هیدرولیکی بر اساس معادلات حاکم بر جریان سیال، و مکانیزم‌های اثرگذاری این سازه‌ها در مجاری باز بررسی شده است. کاربردهای اصلی بافل‌ها شامل اندازه‌گیری جریان، کنترل انرژی و کاهش سرعت جریان، مدیریت ظرفیت جریان، کاهش فرسایش و آبشستگی، بهبود فرآیند حذف مواد معلق در حوضچه‌های ته‌نشینی، کاهش اثرات ناشی از جریان‌های ناگهانی و سیلاب‌ها و مدیریت جریان‌های واریزه‌ای (آواری) می‌باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد که استفاده بهینه از بافل‌ها می‌تواند پایداری سازه‌های هیدرولیکی را افزایش داده و به مدیریت و کاهش اثرات منفی جریان و سیلاب در پایین‌دست کمک کند. این فناوری به‌ویژه در کنترل فرسایش و مدیریت سیلاب‌ها کاربرد گسترده‌ای دارد. همچنین در ادامه چالش‌ها و محدودیت‌های موجود در طراحی بافل‌ها مورد بحث قرار گرفته و روندهای نوین در توسعه این سازه‌ها معرفی شده است. این مرور با تمرکز بر چالش‌ها و محدودیت‌ها، بر ضرورت مطالعات سیستماتیک و استفاده گسترده‌تر از سازه‌های بافل در پروژه‌های مهندسی آب تأکید نموده و مسیرهای تحقیقاتی آینده را پیشنهاد می‌دهد.

مقایسه الگوریتم‌های هوش مصنوعی مبتنی بر محاسبات نرم با مدل مبتنی بر ترنسفورمر TFT به‌منظور مدلسازی سیلاب

صفحه 73-93

https://doi.org/10.22034/nawee.2026.564165.1183

رامتین طاوسی راد، محمد انصاری قوجقار، آرش ملکیان

چکیده مدل‌سازی دقیق فرآیند رواناب و پیش‌بینی دبی بیشینه روزانه به‌دلیل رفتار غیرخطی و پیچیده سامانه‌های هیدرولوژیکی از چالش‌های اساسی در مدیریت سیلاب، تخصیص منابع آب و طراحی سازه‌های حفاظتی است. در پژوهش حاضر به‌منظور ارزیابی کارایی مدل‌های نوین داده‌محور، عملکرد سه الگوریتمTFT، GEP و ANFISدر پیش‌بینی دبی بیشینه روزانه حوزه آبخیز طالقان بررسی شد. داده‌های دبی مربوط به پنج ایستگاه هیدرومتری طی دوره ۳۰ ساله (۱۴۰۰–۱۳۷۱) جمع‌آوری و پس از پیش‌پردازش، در قالب چهار سناریوی زمانی ورودی شامل ۳، ۶، ۹ و ۱۲ ماه پیشین به مدل‌ها ارائه شد. برای ارزیابی عملکرد مدل‌ها از شاخص‌های RMSE، MAE، NSE و R استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل TFT با اختلاف چشمگیر دقیق‌ترین عملکرد را در میان مدل‌های مورد بررسی به‌ثبت رسانده است. مقدار NSE در اغلب ایستگاه‌ها بیش از 97/0 و RMSE کمتر از 10/0 بوده است. این مدل قادر بود وابستگی‌های بلندمدت، نوسانات فصلی و الگوهای پیچیده جریان را با دقت بالا بازسازی کند. مدل GEP با عملکرد متوسط و مقدار NSE در محدوده 66/0 تا 68/0 در رتبه دوم قرار گرفت در حالی که ANFIS ضعیف‌ترین نتایج را با NSE حدود 60/0 تا 63/0 ثبت کرد. همچنین بررسی نمودارهای همبستگی نشان داد که خروجی‌های TFT به‌صورت منظم روی خط همبستگی قرار گرفته و همبستگی بالای خروجی‌ها را نشان می‌دهد در حالی که دو مدل دیگر انحراف قابل‌توجهی از خط همبستگی داشته و خطای بالای دو مدل دیگر را ثابت می‌کند.

مدل‌سازی مکانی پراکنش چاه‌های آب و شناسایی پهنه‌های بحرانی افت آب زیرزمینی با استفاده از رگرسیون لجستیک و GIS

صفحه 94-109

https://doi.org/10.22034/nawee.2026.565619.1184

رضا جعفری نیا، غلامرضا گودرزی، الهام جافریان

چکیده چکیده
این پژوهش با هدف تحلیل پراکنش مکانی چاه‌های عمیق استان لرستان و شناسایی پهنه‌های بحرانی برداشت آب زیرزمینی، به‌منظور پیشگیری از افت تراز آبخوان‌ها انجام شد. برای این منظور، از داده‌های مکانی و رگرسیون لجستیک در محیط ArcGIS Pro استفاده شد و ارتباط بین موقعیت چاه‌ها و عوامل فیزیوگرافی شامل ارتفاع، بارندگی، فاصله از آبراهه، شیب و جهت دامنه مورد بررسی قرار گرفت. محدوده مطالعه با وسعت حدود ۲۸٬۵۰۰ کیلومتر مربع در غرب ایران قرار دارد و تنوع اقلیمی و توپوگرافی آن امکان تحلیل دقیق نقش متغیرهای طبیعی را فراهم می‌سازد. داده‌های ورودی شامل موقعیت چاه‌ها، مدل رقومی ارتفاع، شبکه آبراهه‌ها و میانگین بارندگی ده‌ساله اخیر (۱۳۹۲–۱۴۰۲) بود.
نتایج نشان داد که احتمال وقوع چاه‌ها در پنج طبقه خیلی کم تا بحرانی قابل تقسیم است. بیشترین مساحت استان در طبقات متوسط (۳۷/۲ درصد) و زیاد (۳۵/۱ درصد) قرار گرفت و حدود ۱۲/۶ درصد از مساحت استان در پهنه بحرانی واقع شد. این نواحی عمدتاً در مناطق دشتی، کم‌ارتفاع و نزدیک به آبراهه‌ها متمرکز هستند. ارزیابی مدل با منحنی ROC (AUC = 0.801) و شاخص‌های هوسمر–لمشاو و Nagelkerke R² بیانگر دقت مناسب مدل بود.
بررسی نقشه‌های پهنه‌بندی نشان داد که تراکم زیاد چاه‌ها در نواحی بحرانی موجب افت سطح آب زیرزمینی، افزایش شوری و بیلان منفی پایدار شده است. بر این اساس، توسعه کشاورزی و حفر چاه جدید در این مناطق باید متوقف شود. نتایج این مطالعه می‌تواند برای مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی و تعیین مناطق ممنوعه برداشت در استان لرستان مورد استفاده قرار گیرد.

بررسی عملکرد مورینگا اولیفرا تحت رژیم های مختلف شوری تحت شرایط گلخانه

صفحه 110-126

https://doi.org/10.22034/nawee.2026.565979.1186

زهرا گورانی، هوشنگ قمرنیا، بهمن فرهادی بانسوله، عیسی ارجی

چکیده هدف از این پژوهش بررسی تاثیر آبیاری با آب شور بر روی عملکرد و خصوصیات مورینگا اولیفرا در شرایط کشت در میکرولایسیمتر در محیط گلخانه است. به این منظور پژوهشی در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی به صورت طرح بلوک کاملاً تصادفی و در سه تکرار در سالهای 1403-1402 اجرا شد نتایج نشان داد که شوری در سطح احتمال یک درصد بر روی کارایی مصرف آب بر اساس عملکرد برگ، کلسیم، آهن و ارت از نظر آماری تفاوت معناداری ایجاد کرده است. همچنین نشان داد که افزایش شوری عملکرد برگ، محتوای کلسیم و آهن کاهش پیدا کرده است. نتایج نشان داد همچنین خصوصیات مورفولوژیکی اندازه‌گیری شده شامل ارتفاع گیاه، قطر ساقه، تعداد شاخه‌های فرعی، وزن خشک برگ و وزن کل زیست‌توده ار نظر آماری تفاوت معناداری در سطح یک درصد وجود دارد، نتایج نشان دادند که: 1-شوری آب آبیاری باعث کاهش عملکرد برگ تولیدی توسط مورینگا اولیفرا شده است. 2-شوری آب آبیاری باعث کاهش کارایی مصرف آب بر اساس عملکرد برگ در مورینگا اولیفرا شده است. هرچه شوری بیشتر شود، کاهش کارایی مصرف آب نیز بیشتر می‌گردد. 3-افزایش شوری در آب آبیاری باعث کاهش ارتفاع، قطر، شاخه‌های جانبی، وزن برگ خشک و همچنین وزن خشک کل زیست‌توده می‌شود.4-افزایش شوری آب آبیاری باعث کاهش میزان کلسیم و ازت موجود در برگها می‌گردد اما برعکس، آهن موجود در عصاره برگها افزایش می‌یابد.5-برای جلوگیری از کاهش عملکرد و بازده تولیدی این گیاه، توصیه می‌شود که برای آبیاری از آبی با شوری بیشتر از 4 دسی‌زیمنس بر متر استفاده نشود.

ارزیابی مکانی فرسایش خاک با استفاده از مدل بازنگری‌شده جهانی فرسایش خاک (RUSLE) در سامانه Google Earth Engine

صفحه 127-144

https://doi.org/10.22034/nawee.2026.575555.1196

امید omid، الهام قوچانیان حقوردی

چکیده هدف: فرسایش خاک یکی از مهم‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی در مناطق خشک و نیمه‌خشک است که پایداری منابع آب و خاک را تهدید کرده و موجب افزایش رسوب‌گذاری در مخازن سدها می‌شود. هدف این پژوهش، برآورد کمی و پهنه‌بندی مکانی خطر فرسایش خاک در حوضه آبریز سد سیاهو، واقع در استان خراسان جنوبی در شرق ایران، می‌باشد.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه از مدل بازنگری‌شده جهانی فرسایش خاک (RUSLE) در بستر سامانه Google Earth Engine (GEE) استفاده شد. بهره‌گیری از این سامانه، امکان پردازش حجم بالای داده‌های ماهواره‌ای را بدون نیاز به توان محاسباتی محلی فراهم کرد. برای اجرای مدل، پنج عامل اصلی شامل فرسایندگی بارش (R)، فرسایش‌پذیری خاک (K)، عامل توپوگرافی (LS)، پوشش و کاربری اراضی (C) و عامل عملیات حفاظتی (P) تولید و تحلیل شدند. عامل R با استفاده از داده‌های ۲۰ ساله بارش CHIRPS محاسبه شد. عامل K از ترکیب نقشه‌های بافت خاک و اطلاعات زمین‌شناسی استخراج گردید. عامل LS با استفاده از مدل رقومی ارتفاعی SRTM با دقت ۳۰ متر محاسبه شد. عامل C بر اساس محصولات پوشش زمین ESA و داده‌های Sentinel استخراج شد و عامل P نیز بر مبنای طبقات شیب و الگوهای کاربری اراضی تعیین گردید.
نتایج و بحث: نتایج نشان داد که ضریب فرسایش‌پذیری خاک (K) برابر با 0/029 (t·ha·h / ha·MJ·mm) بوده که بیانگر حساسیت نسبتاً بالای خاک‌های منطقه به فرسایش آبی است. فرسایش خاک در سطح حوضه به‌طور یکنواخت توزیع نشده بود. بر اساس خروجی‌های مدل و معیارهای طبقه‌بندی سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور، حدود 65/8 درصد از مساحت حوضه در کلاس فرسایش بسیار کم (0 تا 10 تن در هکتار در سال)، 20 درصد در کلاس فرسایش کم تا متوسط (10 تا 40 تن در هکتار در سال) و نزدیک به 14 درصد در کلاس‌های فرسایش زیاد تا بسیار زیاد (بیش از 40 تن در هکتار در سال) قرار گرفتند. میانگین فرسایش سالانه خاک بین 15 تا 20 تن در هکتار در سال برآورد شد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که ترکیب سنجش از دور و مدل‌های هیدرولوژیکی در بستر GEE، ابزاری سریع، مقیاس‌پذیر و با دقت بالا برای شناسایی مناطق مستعد فرسایش فراهم می‌کند.

ارزیابی عملکرد صفحات آبده ژئوکمپوزیت بر الگوی توزیع رطوبت در آبیاری زیرسطحی

صفحه 145-160

https://doi.org/10.22034/nawee.2026.576685.1200

فاطمه حشمتی، مهدی قبادی نیا، محمدرضا نوری امامزاده ئی، سیدحسن طباطبائی

چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی تاثیر ابعاد و نوع مواد صفحات آبده ژئوکمپوزیت بر الگوی توزیع رطوبت در خاک می‌باشد.
مواد و روش‌ها : آزمایش به‌صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با دو فاکتور و سه تکرار انجام شد. فاکتور اول، ابعاد صفحات آبده ژئوکمپوزیت در سه سطح (4×4، 8×8 و 12×12) سانتی‌متر، فاکتور دوم، نوع مواد صفحات آبده ژئوکمپوزیت در دو سطح (سطح اول دو لایه ژئوتکستایل در دو طرف ژئونت و سطح دوم یک لایه ژئوتکستایل و یک لایه ژئوممبران طرفین ژئونت) و قطره‌چکان تنظیم کننده فشار ( lit.h-18) دارای پوشش به عنوان تیمار شاهد در نظر گرفته شد.
نتایج نتایج نشان داد که صفحات آبده ژئوکمپوزیت با ابعاد (12×12) سانتی‌متر و به‌صورت یک لایه ژئوتکستایل و یک لایه ژئوممبران طرفین ژئونت با کاهش حدود 37 درصد مساحت خیس شده سطح زمین و افزایش 19/28 درصد حداکثر سطح خیس شده پروفیل رطوبتی نسبت به تیمار شاهد (قطره‌چکان با پوشش)، بیشترین تاثیر و بهترین شرایط پیاز رطوبتی را ایجاد می‌کند. بیشترین مقدار مساحت مربوط به تیمار صفحات آبده ژئوکمپوزیت با ابعاد (12×12) سانتی‌متر و ترکیب یک لایه ژئوتکستایل و یک لایه ژئوممبران در طرفین ژئونت (12TM) و در حدود 4500 سانتیمتر مربع بوده و کمترین مقدار مربوط به تیمار شاهد قطره‌چکان با پوشش (CTRL) و مقدار 3250 سانتیتر مربع اختصاص دارد.
نتیجه‌گیری : به‌طور کلی نتایج نشان داد که استفاده از صفحات آبده ژئوکمپوزیت باعث کاهش سطح خیس شده زمین و افزایش حداکثر سطح خیس شده پروفیل‌ خاک در سطح معنی‌دار یک درصد گردیده است.

یک رویکرد تلفیقی با استفاده از SPEI و شاخص‌های سنجش از دور برای پایش و ارزیابی خشکسالی

صفحه 161-186

https://doi.org/10.22034/nawee.2026.579655.1210

سجاد زارعی، فرهاد فرهادمنش، حسن خسروی

چکیده هدف: در این پژوهش از شاخص‌های سنجش از دور و شاخص اقلیمی SPEI در بازه‌های ۱، ۵ و ۱۰ ساله برای پایش و ارزیابی خشکسالی در استان خوزستان استفاده شد. مواد و روش‌ها: داده‌های لندست و داده‌های اقلیمی ۱۳ ایستگاه هواشناسی برای دوره 30 ساله (1372-1402) استفاده شدند. شاخص‌های NDVI، LST، MNDWI، NDSI و شاخص SPEI پردازش شدند. Google Earth Engine برای استخراج شاخص‌های سنجش از دور، R-STUDIO برای محاسبه SPEI و Python برای انجام تحلیل‌های آماری و ترسیم نمودارها استفاده شدند. نتایج: مناطق شمالی و شرقی استان در بازه ۵ ساله، درجه خشکسالی بیشتری داشتند. NDVI نشان داد که پوشش گیاهی در مناطق مرکزی افزایش و در کوهستان‌ها کاهش یافته است. MNDWI نوسانات پهنه‌های آبی و NDSI کاهش پوشش برف را نشان دادند. LST افزایش دمای سطح زمین را نشان داد و SPEI دوره‌های طولانی خشکسالی را در ایستگاه‌هایی مانند آبادان و باغملک شناسایی کرد، اما در دزفول/سردشت بهبود وضعیت رطوبتی مشاهده شد. نتیجه‌گیری: شاخص‌های سنجش از دور در آشکارسازی تغییرات کوتاه‌مدت (۱ ساله) و ارائه داده‌های مکانی کارایی بیشتری داشتند، در حالی که SPEI برای تحلیل الگوهای بلندمدت (۵ و ۱۰ ساله) و شناسایی دوره‌های خشکسالی بلندمدت مناسب‌تر بود. همچنین، افزایش LST، کاهش NDSI و نوسانات پهنه‌های آبی نشان‌دهنده تأثیرات ترکیبی خشکسالی و گرمایش اقلیمی در خوزستان است. نتایج نشان داد که خشکسالی در مناطق مختلف استان یکنواخت نبوده است. مناطق شمالی و شرقی در بازه ۵ ساله آسیب‌پذیرتر بوده‌اند، در حالی که مناطق مرکزی به دلیل نزدیکی به منابع آبی و توسعه اراضی کشاورزی، وضعیت بهتری داشته‌اند.

هیدرولوژی و منابع آب

کاربرد نسبت‌های یونی و اندیس‌های اشباع در تفسیر فرآیندهای هیدروشیمیایی رودخانه اوغان، استان گلستان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 مهر 1404

https://doi.org/10.22034/nawee.2024.465612.1092

مجتبی قره محمودلو، مریم صیادی

چکیده پژوهش حاضر به منظور بررسی کیفی و هیدروشیمی آب رودخانه اوغان با استفاده از نسبت‌های یونی و اندیس‌های اشباع صورت گرفته است. بدین منظور از نتایج آنالیز پارامترهای فیزیکوشیمیایی طی یک دوره 8 ساله (1389-1396) دو ایستگاه هیدرومتری واقع بر روی رودخانه اوغان استفاده گردید. به منظور تحلیل و شناخت فرآیندهای هیدروشیمیایی از دیاگرام‌های استیف، پایپر، گیبس، نسبت‌های یونی، روابط CAI1 و CAI2 و نمودار Chadha استفاده گردید. همچنین به منظور پیش‌بینی و احتمال رسوب و یا انحلال برخی کانی‌ها از شاخص‌های اشباع و نمودارهای ترکیبی شاخص‌های اشباع استفاده شد. در نهایت به منظور تعیین تعداد عوامل تأثیرگذار بر کیفیت آب ایستگاه‌های مورد مطالعه از آنالیز تحلیل عاملی استفاده شد. نتایج نمودارهای استیف و پایپر رودخانه اوغان نشان داد که تیپ و رخساره هیدروشیمی ایستگاه‌های گالیکش و اوغان بی‌کربناته کلسیک می‌باشد. براساس نمودار گیبس واکنش آب-سنگ عامل کنترل کننده شیمی آب ایستگاه‌های مورد مطالعه می‌باشد. نتایج نسبت‌های یونی و نمودار Chadha حاکی از آن است که فرآیندهای تبادل یونی معکوس و هوازدگی سنگ‌های دولومیتی و آهکی دو عامل مؤثر بر تغییر کیفیت آب رودخانه مورد مطالعه می‌باشند. از اینرو آب رودخانه نسبت به کانی‌های دولومیت، کلسیت و آراگونیت فوق‌اشباع می‌باشد در حالیکه نسبت به کانی‌های تبخیری نظیر هالیت، ژیپس و انیدریت تحت‌اشباع می‌باشد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که دو عامل انحلال سازندهای زمین‌شناسی حوضه آبریز رودخانه نظیر سنگ‌های آهکی و دولومیتی و ورود فاضلاب‌های خانگی و پساب‌های کشاورزی به داخل رودخانه بیشترین تأثیر را بر کیفیت آب ایستگاه‌های مورد مطالعه دارند.

آبیاری و زهکشی

بررسی بهره‌وری آب و انرژی در کشت مستقیم و سنتی برنج (مطالعه موردی شهرستان ممسنی)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 آذر 1404

https://doi.org/10.22034/nawee.2025.481004.1108

جهانگیر عابدی کوپایی، رامین روشناس، علی‌اصغر مسعودی، راضیه کرمی

چکیده کشت مستقیم خشکه‌کاری برنج یکی از روش‌های کشت این محصول می‌باشد که امروزه مورد توجه محققان قرار گرفته که به علت کاهش استفاده از ادوات و ماشین‌آلات کشاورزی، کاهش نیروی کارگر و کاهش بذر مصرفی هزینه اولیه و انرژی ورودی برای کاشت این محصول را به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش داده است. به همین منظور بررسی بهره‌وری آب و انرژی کشت سنتی و مستقیم برنج، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب بلوک کامل تصادفی در شهرستان ممسنی صورت گرفت. نتایج نشان داد که عملکرد کشت مستقیم شمیم و فجر به ترتیب 5197 و 4811 کیلوگرم و عملکرد کشت سنتی شمیم و فجر به ترتیب 6847 و 6011 کیلوگرم بود. کشت مستقیم نسبت به کشت سنتی عملکرد شلتوک را به طور کاملا معنی‌داری کاهش داد ولی بر خصویات فیزیکی و خصوصیات کیفی محصول تاثیر معنی‌داری نداشت. در این مطالعه مقادیر انرژی ورودی و خروجی و درصد سهم هر کدام از نهاده‌ها محاسبه شد و شاخص‌های نسبت انرژی ورودی به خروجی، بهره‌وری اقتصادی انرژی و بهره‌وری فیزیکی انرژی هر کدام از تیمارها محاسبه شد. مقدار بهره‎وری انرژی برای رقم شمیم در کشت مستقیم و کشت سنتی به‌ترتیب برابر با 21/0و 18/0 کیلوگرم\مگاژول و بهره‎وری انرژی برای رقم فجر در کشت مستقیم و سنتی به‌ترتیب برابر با 19/0 و 16/0 کیلوگرم\مگاژول بود که نشان دهنده افزایش بهره‌وری انرژی با تغییر کشت می‌باشد. همین‎طور نتایج شاخص‌های مورد بررسی نشان داد که با کاهش انرژی ورودی، بهره‌وری اقتصادی و فیزیکی انرژی افزایش می‌یابد.

آبخیزداری

ارزیابی روش های مختلف زمین آمار در بررسی نقش آبخوان‌های آبرفتی در تغییرات مکانی ‏نیترات (مطالعه موردی: دشت سیرجان استان کرمان)‏

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/nawee.2023.425808.1057

علیرضا شهسواری پور، علیجان آبکار، حمزه سعیدیان

چکیده آنیون نیترات یکی از مهمترین شاخص‌ها برای تعیین میزان آلودگی آب‌های زیرزمینی در سراسر دنیا می‌باشد به‌طوری که تحقیقات مختلفی در منابع آبی متفاوت ‏در حوزه‌های آبخیز بر روی آن انجام شده است. در این تحقیق میزان نیترات 55 منبع آبی در دشت سیرجان به‌دست آمد. سپس روش‌های‎ ‎زمین‌آماری‎ ‎کریجینگ‎ ‎معمولی، عکس فاصله، فاصله نرمال، کوکریجینگ مورد استفاده قرار گرفت. برای ارزیابی عملکرد مدل‌های تخمین و پیش‌بینی، شاخص‌های عملکردی ضریب ‏تعیین (‏R2‎‏)، مجذور میانگین مربعات خطا (‏RMSE‏)، میانگین مربعات خطا (‏MSE‏)، میانگین مطلق خطا (‏MAE‏) و ضریب همبستگی (‏R‏) و‏‎ ‎ضریب ناش - ‏ساتکلیف (‏NS‏) به کارگرفته شد. پس از انتخاب بهترین روش میان‌یابی، نقشه‌های پهنه‌بندی مکانی مربوط به متغیر نیترات در محیط نرم‌افزاریArc GIS ‎‏ و ‏GS+‎‏ تهیه گردید. نتایج تحقیق نشان داد که میانگین نیترات آب‌های زیرزمینی دشت سیرجان از حد مجاز تمامی استانداردها پایین‌تر می‌باشد و همچنین مدل ‏گوسین نیز مناسب‌ترین مدل تشخیص داده شد. روش کریجینگ معمولی از نظر ضریب تعیین با مقدار 960431/0 و ضریب همبستگی با مقدار 1 و ضریب ناش – ‏ساتکلیف با مقدار 2832557/0 بالاترین مقدار را نسبت به بقیه روش‌ها از خود نشان داد و از نظر مجذور میانگین مربعات خطا با مقدار 54974/2 و میانگین مطلق ‏خطا با مقدار 202976/1 و میانگین مربعات خطا با مقدار 0000018181/0 نیز کمترین مقدار را نسبت به بقیه روش‌ها از خود نشان داد. نتایج تحقیق نشان داد که ‏روند صعودی میزان نیترات از اطراف و حاشیه های دشت به سمت مرکز و قسمت های شمالی آن می‌باشد.

آبیاری و زهکشی

مدل‌سازی راندمان حذف سرب و کادمیم از محیط محلول با استفاده از شبکه عصبی بهینه شده با الگوریتم بهینه سازی تجمع ذرات

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/nawee.2024.465300.1091

علی حلفی، اصلان اگدرنژاد، سالومه سپهری صادقیان

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر، مدل‌سازی حذف سرب و کادمیم از محیط محلول توسط نانو کامپوزیت تهیه شده بر پایه ماده معدنی، با استفاده از مدل‌های شبکه عصبی (ANN) و شبکه عصبی بهینه شده با الگوریتم بهینه‌سازی تجمع ذرات (ANN-PSO) بود.
مواد و روش‌ها: مطالعات جذب به صورت پیمانه‌ای با لحاظ کردن پارامترهای مختلف از جمله pH اولیه محلول، مقدار جاذب، زمان تماس، غلظت اولیه آلاینده و دما انجام شد. این پارامترها به‌عنوان ورودی‌ مدل‌ها و راندمان حذف آلاینده‌ها نیز به‌عنوان خروجی مدل‌ها در نظر گرفته شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که دقت مدل ANN-PSO بیشتر از مدل ANN بود، به‌طوری‌که مقدار آماره R2 در مدل ANN برای حذف سرب و کادمیم به‌ترتیب 91/0 و 90/0 و در مدل ANN-PSO به‌ترتیب 96/0 و 95/0 به‌دست آمد. بررسی همگرایی الگوریتم بهینه‌سازی PSO نشان داد که در تکرارهای اول که ذرات جمعیت به‌صورت تصادفی انتخاب می‌شود، در همه حالات خطای بهینه‌سازی بسیار بالا می‌باشد. به مرور با جستجوی سراسری و همگرایی به حدود بهینه سراسری، اینرسی وزنی افزایش یافته و در نمودار همگرایی به مرور شیب تغییرات تابع هدف کاهش می‌یابد، تا در نهایت بهینه‌سازی صورت گیرد.
نتیجه‌گیری: در مجموع استفاده از مدل ANN-PSO می‌تواند پیش‌بینی‌های سریع و قابل قبولی را در مورد تأثیر عوامل مختلف بر فرآیند جذب آلاینده‌ها ارائه داده و جایگزین مناسب و مقرون‌به‌صرفه‌ای از نظر هزینه و زمان برای مطالعات آزمایشگاهی باشد.

سازه های آبی

Comparative Evaluation of Soft Computing Models for Predicting the Discharge Coefficient of Arced Labyrinth Weirs

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/nawee.2026.585562.1232

مهدی اسمعیلزاده، علیرضا یزدانی، مهدی فولادی پناه

چکیده Accurate prediction of the discharge coefficient (Cd) is crucial for the hydraulic design of labyrinth weirs. While conventional vertical-sidewall geometries are widely studied, the synergistic effect of sloped sidewalls and arced planforms remains poorly understood. This study investigates and predicts Cd for arced labyrinth weirs with varying sidewall slopes using a dataset of 277 experimental runs. Five dimensionless parameters ((H0/P), (A/t), (Lc/W), (theta), (phi)), derived via dimensional analysis to capture geometric and hydraulic complexities, were used as inputs for three soft computing approaches: Support Vector Machine (SVM), Gene Expression Programming (GEP), and Artificial Neural Network (ANN). Although all models yielded satisfactory predictions, the Multilayer Perceptron (MLP) ANN model outperformed the others. The optimal MLP 5-9-1 architecture—trained using the BFGS algorithm with a logistic hidden layer and identity output layer activation—achieved training RMSE, MAE, and (R^2) of 0.022, 0.0145, and 0.8402, respectively, and validation metrics of 0.0199, 0.0145, and 0.8961. Graphical analyses confirmed strong agreement between observed and predicted values across all dataset quartiles. These findings demonstrate that the MLP framework offers a robust, reliable alternative for hydraulic design, providing a practical tool for spillway optimization where complex geometric interactions limit traditional linear regressions.

بهبود کیفیت فاضلاب شهری با استفاده از روش توأم زیست پالایی و بتن متخلخل

دوره 1، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/nawee.0621.153625

جهانگیر عابدی کوپایی، افشین بنی اسدی، محمدمهدی درافشان

چکیده ترکیب گیاه‌پالایی و بتن متخلخل فناوری جدیدی است که در آن تحت عنوان تصفیه طبیعی از بتن متخلخل و گیاهان مقاوم برای حذف یا کاهش غلظت آلاینده‌ها استفاده می‌شود. در این پژوهش عملکرد بتن متخلخل همراه با مواد افزودنی همچون پوکه معدنی و پرلیت به عنوان بستر و گیاه وتیور بر روی پساب شهری مورد بررسی قرار گرفته است. مکعب مستطیل‌هایی از بتن متخلخل با ابعاد 30×30×15 سانتی‌متر مکعب (که به ترتیب طول، عرض و ارتفاع می‌باشد) ساخته و گیاه مورد نظر با دو تراکم متفاوت (12 و 27 بوته گیاه) در بین بتن‌ها قرار داده شد. پس از گذشت زمان‌های ماند مورد نظر (5، 7 و 9 ساعت) جریان پساب از حوضچه ورودی و خروجی نمونه‌برداری شد و آزمایش‌های تعداد کل کلی‌فرم، اکسیژن‌خواهی بیولوژیکی(BOD)، اکسیژن‌خواهی شیمیایی (COD) و کل جامد معلق (TSS) بر روی نمونه‌ها انجام گرفت. اثر بتن متخلخل، تراکم گیاهی و زمان‌ماند با استفاده از طرح کاملاً تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. به طور متوسط در زمان‌ماند 5 ساعت BOD، COD، TSS و کلی‌فرم به ترتیب 1/16، 5/27، 6/20 و 1/19 درصد کاهش یافت. همچنین به طور متوسط در زمان‌ماند 7 ساعت BOD، COD، TSS و کلی‌فرم به ترتیب 5/20، 33، 1/26 و 3/25 درصد کاهش یافت. در زمان‌ماند 9 ساعت نیز به طور متوسط BOD، COD، TSS و کلی‌فرم به ترتیب 9/25، 5/38، 9/31 و 5/30 درصد کاهش یافت. در مجموع این طرح در حذف BOD، COD و TSS موفق عمل نمود و در حذف کلی‌فرم نیز عملکرد خوبی داشته است.

پیش‌بینی رواناب با مدل SVR در سناریوهای اقلیمی و برآورد تقاضاهای آبی ناشی از تغییرات آن در مدل WEAP

دوره 1، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 75-90

https://doi.org/10.22034/nawee.2022.154268

بنفشه رحیمی، مریم حافظ پرست مودت

چکیده تغییر اقلیم که به معنی تغییرات بلندمدت اقلیمی در یک منطقه است، با افزایش دما و تغییرات الگوی بارش تغییراتی در برآورد تقاضاهای آبی ایجاد کرده است. شبیه‌سازی منابع و مصارف حوضه­ی آبریز سد جامیشان با استفاده از مدل WEAP با الگوهای کشت موجود در منطقه بررسی شد. برای ارزیابی تأثیر تغییر اقلیم بر پارامترهای بارش و دما در این منطقه از خروجی‌های سناریوی RCP8.5 مدل­های HADGEM2_ES و MIROC5 و از سری مدل­های CMIP5 استفاده ‌شد. در این پژوهش پارامترهای ماهانه­ی دما و بارش سد جامیشان با استفاده از روش عامل تغییر ریزمقیاس و برای دوره آتی تولید شدند. از روش یادگیری ماشینی رگرسیون بردار پشتیبان تصحیح شده با تغییر در پارامترهای موثر برای پیش بینی رواناب در دوره تغییر اقلیم استفاده گردید. نتایج مدل‌ اقلیمی به­طور میانگین افزایش دمای ۵/۰ تا ۵/۱ درجه سلسیوس را در طول دوره­ی آماری نشان می‌دهد. نتایج بارش شبیه‌سازی شده نشان می‌دهد که میانگین بارش ماهیانه با سناریوی8.5  RCP در دوره­ی آتی در مدل HADGEM2_ES با افزایش  ۵ درصدی و در مدل MIROC5 با کاهش ۶ درصدی نسبت به دوره­ی پایه همراه بوده‌است. بررسی نتایج پیشبینی دبی با استفاده از مدل SVR حاکی از آن است که رواناب نسبت به دوره­ی پایه با کاهش همراه است. به­منظور برنامهریزی و مدیریت منابع آب با استفاده از نرم افزار WEAP به شبیه‌سازی سد جامیشان پرداخته شد. بدین منظور با درنظر گرفتن سه الگوی کشت متفاوت مقادیر تأمین و کمبود برای هر نیاز برآورد گردید. شبیه‌سازی الگوی کشت‌های مختلف در WEAP نشان می‌دهد به‌طور میانگین تأمین برابر با 75 درصد است.

تعیین تابع تولید و ارزش اقتصادی نهاده‌ی آب در تولید گندم و جو در دشت اردبیل

دوره 1، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 27-40

https://doi.org/10.22034/nawee.2022.153889

رسول نوری خواجه بلاغ، محمدرضا خالدیان، محمد کاوسی کلاشمی، محمدتقی عظیمی

چکیده در سال­های اخیر بهره­برداری غیربهینه از منابع آبی به­ویژه منابع آب زیرزمینی، خشکسالی، رعایت­نکردن اصول حفاظت در بهره­برداری از منابع آبی­کشور، رشد جمعیت و غیره موجب شد تا نهاده­ی آب به­عنوان یکی از مهم­ترین عوامل محدودکننده­ی توسعه در بخش کشاورزی ایفاء نقش نماید. یکی از راه­کارهایی که می­تواند تا حدودی این مشکل را حل کند، مدیریت جامع آب است که روشی اقتصادی دارای اهمیت است. همچنین با ارزش­گذاری می­توان بین عرضه و تقاضای آب تعادل ایجاد کرد. در این مطالعه برای تعیین ارزش اقتصادی آب در تولید محصولات گندم و جو از روش تابع تولید استفاده شد. به­منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم­افزارهای EXCEL و SPSS استفاده شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که متوسط مقدار تولید نهایی نهاده­ی آب آبیاری برای محصول گندم و جو به‌ ترتیب برابر با 240/0 و 268/0، با ارزش اقتصادی 3/3237 و 2813 ریال بر مترمکعب است. همچنین بیشترین میزان مصرف آب در تولید گندم و جو به ترتیب برابر با 5200 و 3100 مترمکعب و میانگین مصرف آب به ترتیب برابر با 56/4604 و 7/2793 مترمکعب به‌دست آمد. با توجه به اینکه ارزش نهایی تولید آب بیشتر از هزینه­ی تأمین آب آبیاری است، در صورت اصلاح­نکردن قیمت آب کشاورزی باعث برداشت و استفاده­ی بی­رویه از منابع آبی می­شود. برای جلوگیری از این امر بهتر است قیمت آب کشاورزی براساس ارزش نهایی تولید تنظیم شود.

ارزیابی مدل AquaCrop برای شبیه‌سازی واکنش ارقام مختلف برنج به روش کاشت

دوره 1، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 63-74

https://doi.org/10.22034/nawee.2022.153890

سید امیر حسین موسوی، اصلان اگدرنژاد، عبدالعلی گیلانی

چکیده توجه به زراعت برنج به دلیل مصرف زیاد آب در کشاورزی پایدار بسیار اهمیت دارد. این گیاه زراعی مهم‌ترین منبع غذایی در کشور ما محسوب می‌شود و به همین دلیل اطلاع از مقدار آب مصرفی آن در ارقام مختلف با روش‌های کاشت گوناگون مهم است. چون انجام آزمایش‌های متعدد برای اطلاع از این موضوع نیازمند صرف وقت و هزینه بسیار است؛ لازم است از مدل‌سازی گیاهی استفاده شود. بدین منظور، برای ارزیابی عملکرد، زیست‌توده و کارایی مصرف آب برنج با مدل AquaCrop تحقیقی در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان انجام شد. در این تحقیق، دو عامل روش کاشت (D1: نشایی، D2: مستقیم رایج در منطقه و D3: خشکه‌کاری) و رقم برنج (v1: عنبوری قرمز، v2: چمپا و  v3: دانیال) برای شبیه‌سازی پارامترهای مورد مطالعه در نظر گرفته شدند. مقادیر آماره‌های MBE، RMSE و NRMSE برای عملکرد برنج به‌ترتیب برابر با 25/0 تن در هکتار، 0/1 تن در هکتار و 10/0 بود. این مقادیر برای زیست‌توده به‌ترتیب برابر با 30/0 تن در هکتار، 15/1 تن در هکتار و 05/0 و برای کارایی مصرف آب به‌ترتیب برابر با 07/0 کیلوگرم بر مترمکعب، 24/0 کیلوگرم بر مترمکعب و 03/0 بود. مقادیر آماره EF برای عملکرد، زیست‌توده و کارایی مصرف آب برنج به‌ترتیب برابر با 87/0، 56/0 و 65/0 و مقادیر d برای هر سه پارامتر برابر با 99/0 بود. با توجه به این نتایج، مدل AquaCrop دقت کافی در شبیه‌سازی عملکرد، زیست‌توده و کارایی مصرف آب برنج جهت نیل به کشاورزی پایدار داشت.

مقایسه‌ی تغییرات زمانی و مکانی تبخیر ‌و ‌تعرق ذرت در منطقه‌ی ماهیدشت حاصل از تصویر ماهواره‌ای لندست ۸ و منابع موجود

دوره 1، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 51-62

https://doi.org/10.22034/nawee.2022.153887

نسیم کمالی، بهمن فرهادی بانسوله

چکیده میزان تبخیر و تعرق گیاهان درون یک منطقه با توجه به پارامترهای هواشناسی، مرحله رشد گیاه و شرایط مدیریتی مزارع دارای تغییرات زمانی و مکانی می­باشد. هدف از مطالعه کنونی مقایسه روند تغییرات مکانی و زمانی تبخیر و تعرق ذرت در منطقه ماهیدشت با استفاده از تصاویر ماهواره­ای با منابع علمی موجود (به علت نبودن داده­های لایسیمتری) بوده است. در این مطالعه تبخیر و تعرق روزانه برای چهار مزرعه ذرت واقع در مناطق مختلف دشت با استفاده از الگوریتم سبال و تصاویر ماهواره­ای لندست8 در 6 تاریخ در طول دوره رشد گیاه ذرت در سال 1393 تخمین زده شد. از آنجایی که اندازه­گیری مزرعه­ای تبخیر و تعرق واقعی جهت اعتبار­سنجی نتایج حاصل از برآورد تبخیر و تعرق براساس الگوریتم سبال وجود نداشت، نتایج نهایی (تبخیر و تعرق) و همچنین نتایج میانی الگوریتم سبال (شاخص دمای سطحی، NDVI و آلبیدو ) با نتایج قابل قبول در دسترس مقایسه شد. نتایج نشان داد تبخیر و تعرق به دست آمده با الگوریتم سبال و نرم­افزار AGWAT روند مشابهی داشتند. روند افزایشی و کاهشی دمای سطحی در گذر زمان منطقی بود. متوسط شاخص NDVI در طول دوره رشد در مزارع مورد مطالعه بین 47/0 تا 53/0 بوده که با توجه به منابع در محدوده قابل قبولی قرار دارد. ضریب بازتاب نور (آلبیدو) با متوسط 18/0-17/0 تغییرات اندکی در بین مزارع منتخب داشت. تغییرات زمانی نتایج نشان دهنده روند افزایشی دمای سطحی، تبخیر و تعرق و شاخص گیاهی NDVI تا اواسط دوره رشد و سپس کاهش این پارامترها می­باشد.

ارزیابی سامانه آبیاری عقربه‌ای در دو سرعت‌ مختلف در جهت موازی و عمود بر خط آبیاری

دوره 1، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 41-50

https://doi.org/10.22034/nawee.2022.153888

محمدرضا براتی، مهدی ذاکری نیا، ابوطالب هزارجریبی

چکیده بادستگاه‌های آبیاری آبفشان دوار که یکی از پیشرفته‌ترین سامانه‌های آبیاری بارانی می‌باشد، اخیراً در ایران کاربرد زیادی پیدا کرده است. با توجه به امر لزوم تحقیق در مورد سازگاری این سامانه‌ با شرایط فرهنگی، اقتصادی، اقلیمی ایران و بهینه نمودن کارایی سامانه امری ضروری است. با توجه به موارد فوق هدف از این ارزیابی، شناخت وضع موجود دستگاه آبفشان دوار می‌باشد که بر اساس آن بتوان در جهت بهبود وضعیت دستگاه و رفع نقاط ضعف آن تصمیم‌گیری نمود. اهمیت این موضوع از یک طرف و کمبود اطلاعات از طرف دیگر، ضرورت انجام تحقیقات در این زمینه را روشن می‌سازد. لذا در این راستا ارزیابی سنترپیوت در دو سرعت 10 و 60 درصد بصورت شعاعی و عمودی صورت گرفت که در آن ضریب یکنواختی در عبور دستگاه به صورت شعاعی و با سرعت 10 و 60 درصد، به‌ترتیب 3/80 و 4/76 درصد و یکنواختی توزیع آب به‌ترتیب 6/72 و 5/65 درصد به دست آمد. همچنین آزمایش ضریب یکنواختی در جهت عمودی در دو سرعت مذکور به ترتیب 1/61 و 3/59 درصد به‌دست آمد. یکنواختی توزیع رطوبت در خاک پس از آبیاری با سرعت 60 درصد نیز اندازه‌گیری و محاسبه شد که نتیجه مقدار 37/86 درصد را نشان داد. نتایج نشان داد که مقدار یکنواختی توزیع رطوبت خاک از مقدار یکنواختی توزیع آب در سطح مزرعه بیشتر بود که علت آن در جریانات افقی و فرآیند انتقال آب در زیر سطح می‌باشد. بر‌این اساس در این مناطق با وجود یکنواختی پخش آب حدود 70 درصد، مقدار یکنواختی توزیع رطوبت مناسب است.

کاربرد روش احتمالاتی چیو در شبیه‌سازی میدان سرعت جریان در قوس رودخانه‌ها (مطالعه‌ی موردی: قوس‌ رودخانه‌ی آق‌قلا)

دوره 1، شماره 1، فروردین 1401، صفحه 15-26

https://doi.org/10.22034/nawee.2022.153891

عبدالرضا ظهیری، امیراحمد دهقانی، ایمان یوسف آبادی

چکیده در رودخانه­ها و به‌ویژه در محل قوس، تغییرات سرعت جریان در جهت­های عرضی و عمقی غیریکنواخت و تحت تأثیر عوامل زیادی از قبیل جریان­های ثانویه، زبری بستر و جداره­ها و وضعیت هیدرولیکی جریان است. برای محاسبه­ی توزیع دوبعدی سرعت جریان در رودخانه­های مستقیم، محققان روش­های زیادی ارائه کرده­اند. این در حالی است که به‌دلیل ساختار پیچیده­ی جریان در قوس رودخانه­ها، شبیه­سازی میدان سرعت در این مقاطع به کمک نرم­افزارهای دینامیک سیالات محاسباتی انجام می­شود. در این پژوهش، از روش احتمالاتی چیو برای حل میدان سرعت جریان در یکی از قوس­های رودخانه­ی گرگان‌رود در استان گلستان استفاده شد. با توجه به کمبود داده­های صحرایی در قوس­های رودخانه­ای، برای انجام این تحقیق 6 نمونه میدان سرعت جریان در یکی از قوس­های بالادست ایستگاه هیدرومتری آق­قلا (به فاصله 200 متر) اندازه­گیری شد. از بین این داده­ها، 4 سری توزیع سرعت برای واسنجی مدل و 2 سری برای صحت­سنجی آن استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که روش چیو در شبیه­سازی میدان سرعت جریان در این رودخانه­ی پیچان از دقت قابل‌قبولی برخوردار است. تحلیل آماری نتایج به­دست آمده بیانگر این است که میانگین خطای مطلق این روش برای حل توزیع دوبعدی سرعت جریان در محل قوس در مرحله­ی واسنجی حدود 9/4 درصد و در مرحله­ی صحت­سنجی حدود 5/3 درصد است. این میزان خطا برای محاسبه­ی دبی کل جریان رودخانه در محل قوس به­ترتیب حدود 9/5 و 0/6 درصد به­دست آمده است.

ابر واژگان