بررسی عملکرد و خصوصیات موفولوژیک ارقام جدید گندم (Triticum aestivum) در شرایط دیم (تنش خشکی انتهای فصل رشد) استان گلستان (مطالعه موردی منطقه گالیکش)
صفحه 1-13
https://doi.org/10.22034/nawee.2024.467135.1103
علی راحمی کاریزکی، حدیثه فرامرزی کوهسار، جواد تیموری، عباس ابهری
چکیده هدف:
یکی از جنبههای بسیار مهم در بهنژادی گندم، ثبات و پایداری ارقام، تحت شرایط مختلف محیطی است. تنش خشکی انتهای فصل یکی از مهمترین تنش های محیطی است که تولید گندم را با محدودیت رو به رو ساخته و بازده تولید این گیاه کاهش داده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی واکنش ارقام گندم دیم در یک منطقه کوهستانی تنش خشکی انتهای فصل انجام شد.
مواد و روش:
برای این منظور مطالعهای بر روی ده رقم گندم (UR-93-15، UR-95-15، قابوس، پایا، آرامش، آپلومپ، اوکلیده ، میهن ، گاسکوژن ، وینر) در سه تکرار در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در شهرستان گالیکش در سال زراعی 403-1402 انجام شد.
نتایج:
نتایج مقایسه میانگین نشان داد که کمترین و بیشترین طول سنبله به ترتیب مربوط به رقم آرامش با 60/9 سانتیمتر و رقم UR-93-15 با 6/15 سانتیمتر بود، از طرفی رقم آرامش با 592 سنبله در متر مربع و رقم اوکلیده با 251 سنبله در مترمربع به ترتیب از بیشترین و کمترین تعداد سنبله در مترمربع برخودار بودند، کمترین تعداد دانه در سنبله در رقم پایا مشاهده شد و بیشترین مقدار این صفت به طور مشترک با 43 دانه در سنبله در ارقام قابوس، میهن و UR-95-15 مشاهده شد. همچنین رقم وینر و پایا به ترتیب دارای بالاترین و کمترین عملکرد بیولوژیک (به ترتیب 11/3 و 53/1 کیلوگرم در مترمربع) بودند. در حالی که بیشترین عملکرد دانه در رقم آرامش با 80/0 کیلوگرم در متر مربع و کمترین آن در رقم اوکلیده با 33/0 کیلوگرم در مترمربع مشاهده شد. همچنین رگرسیون گام به گام نشان داد که صفات که تعداد سنبله، تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه و طول سنبله از صفات بسیار مهم در تعیین عملکرد دانه میباشند. لذا ارقامی که از تعداد سنبله، تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانهی بالاتری و طول سنبله کمتری برخوردار باشند از موفقیت بیشتری در این منطقه برخوردار هستند.
نتیجه گیری:
در نتیجه رقم آرامش با بالاترین تعداد سنبله در مترمربع عملکرد بهتری نسبت به ارقام کشت شده در منطقه داشت. بنابراین میتوان بر روی این رقم جهت مطالعات بیشتر تمرکز کرد.
تأثیر بسترکشت دو لایه بر عملکرد و اجزای عملکرد توتفرنگی گلخانهای با سیستم هیدروپونیک بسته
صفحه 14-26
https://doi.org/10.22034/nawee.2025.478511.1106
سالومه سپهری صادقیان، قاسم زارعی، امیر عرب نعمتی، حسین کریمی فر
چکیده هدف: بسترهای کشت چند لایه یک رویکرد جدید در مهندسی گلخانه هستند که امکانسنجی استفاده از آنها در کشت گلخانهای محصولاتی که نیاز به حمایت ریشه دارند و با چالشهایی در سامانههای رایج کشت مواجه هستند، هنوز بررسی نشده است. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی بسترهای دو لایه در شرایط هیدروپونیک بسته و انتخاب طرح مناسب برای کشت توت فرنگی انجام شد.
مواد و روشها: برای انتخاب ابعاد مناسب بستر دو لایه برای کشت هیدروپونیک توتفرنگی، دو طرح مختلف بستر در نظر گرفته شد. در طرح اول قاعده و ارتفاع مثلث تشکیلدهنده بستر به ترتیب 20 و 10 سانتیمتر (B2) و در طرح دوم به ترتیب 12 و 20 سانتیمتر (B3) بود. کشت هیدروپونیک توتفرنگی در کیسههای رشد (گروبگ، B1) به عنوان تیمار شاهد در نظر گرفته شد. در پایان دوره رشد، برای ارزیابی عملکرد و اجزای عملکرد، پنج بوته انتخاب و از هر بوته 20 میوه برداشت شد.
نتایج: بر اساس نتایج، بیشترین و کمترین سطح برگ به ترتیب به میزان 3/2037 و 1667 سانتیمتر مربع متعلق به B2 و B1 بود. همچنین بیشترین وزن میوه در بوته (2/679 گرم) در B2 به دست آمد که به طور معنی داری بیشتر از تیمار گروبگ (3/581گرم) بود. افزایش عملکرد به سیستم چند کاناله کارآمد مورد استفاده در بسترهای دو لایه مربوط میباشد که جریان محلول غذایی هیدروپونیک را تسهیل کرده و در نتیجه رشد و گسترش ریشه را بهبود میبخشد. در طراحی این سیستم، برشهای جانبی در کانال بالایی وجود دارد که سبب میشود محلول غذایی هیدروپونیک به لایه زیرین هدایت شود. این زمانی اهمیت پیدا میکند که در مراحل پایانی رشد، افزایش توده ریشه مانع از جریان مناسب محلول غذایی در کانال نگردد.
نتیجهگیری: در مجموع، نتایج این مطالعه نشاندهنده برتری قابلتوجه سیستمهای NCS با بسترهای دو لایه نسبت به روش معمولی گروبگ از نظر افزایش عملکرد توت فرنگی بود. به طور خاص، استفاده از B2 و B3، در مقایسه با بستر گروبگ، منجر به افزایش عملکرد به ترتیب به میزان 8/16 و 1/11 درصد شد.
شبیهسازی عملکرد و بهرهوری مصرف آب کینوا با استفاده از مدل AquaCrop
صفحه 28-39
https://doi.org/10.22034/nawee.2025.484349.1110
بیژن حقیقتی، عاطفه صیادی شهرکی، محمدرضا امداد
چکیده هدف: امروزه مدیریت بهینه آب آبیاری بسیار ضروری میباشد و ابزارهای ارزشمندی به نام مدلهای مدیریتی آبیاری این بهینهسازی را تسهیل و بهبود بخشیدند.
مواد و روشها: بدین منظور پژوهشی با هدف شبیهسازی عملکرد و بهرهوری مصرف آب گیاه کینوا با استفاده از مدل AquaCrop در ایستگاه تحقیقاتی چهارتخته شهرکرد واقع در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری طی دو سال زراعی (1398-99) انجام شد. از دادههای سال اول برای واسنجی و دادههای سال دوم برای صحتسنجی مدل استفاده شد. در این خصوص 3 تیمار آبی بهصورت 30، 50 و 70 درصد تخلیه آب قابل استفاده در سه تکرار و سه مرحله رشد اولیه (I)، توسعه (D)، میانی (M) و پایانی (F) انتخاب شد.
نتایج: نتایج نشان داد، بیشترین و کمترین عملکرد و بهرهوری مصرف آب کینوا بهترتیب در تیمارهای آبیاری کامل و تیمار 70 درصد تخلیه آب قابل استفاده گیاه، مشاهده شد. همچنین آمارههای محاسبه شده هم نشان دهنده کارایی و دقت بالای مدل AquaCrop را در شبیهسازی عملکرد و بهرهوری مصرف آب کینوا را نشان میدهند؛ بهطوریکه مقدار آمارههای RMSE، EF و d بهترتیب برای عملکرد 33/0، 85/0 و 9/0 و برای بهرهوری مصرف آب 4/0، 89/0 و 92/0 بهدست آمده است.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدست آمده، کاربرد این مدل گیاهی برای شبیهسازی کینوا پیشنهاد میشود.
تحلیل عملکرد هیدرولیکی دریچه میان لولایی در حالت سرریز و دریچه
صفحه 40-53
https://doi.org/10.22034/nawee.2025.484734.1111
سمیرا سلامتی، محسن مسعودیان
چکیده هدف: دریچهها سازههایی هستند که برای تنظیم دبی و یا سطح آب استفاده میشوند. دریچه میان لولایی با چرخش حول لولای خود میتواند به صورت سرریز، دریچه و یا ترکیب سرریز- دریچه عمل کند.
مواد و روش: در این تحقیق عملکرد هیدرولیکی دریچه میان لولایی در سه حالت با استفاده از مدل آزمایشگاهی مورد تحلیل قرار گرفته است. مدل سازه دریچه میانلولایی از دو قسمت مساوی بدون فشردگی جانبی ساخته شده که حول لولای مرکزی دوران میکند. آزمایشها درکانالی مستطیلی و بدون شیب به طول 7/3 متر و عرض 14 سانتیمتر انجام شد.
یافتهها: نتایج آزمایشها نشان میدهد که در حالت سرریز زمانی که تیغه در نیمه بالایی چرخش دارد، در زوایای تیز (30 درجه) چرخش به سمت پایین دست در یک ارتفاع آب بالادست ثابت، به طور میانگین 17/3 درصد دبی بیشتری از خود عبور میکند و هرچه زاویه بیشتر شود جهت چرخش به سمت بالادست یا پایین دست تأثیر زیادی بر میزان تغییرات دبی ندارد. در حالت دریچه در یک ارتفاع آب بالادست ثابت، از زاویه 90 درجه به بعد، هم زاویه و هم جهت چرخش تاثیری بر دبی عبوری ندارد. همچنین در حالت سرریز- دریچه، در یک ارتفاع آب ثابت، افزایش زاویه در حالت سرریز (زاویه دریچه 30درجه و زاویه سرریز از 30 درجه به 45 درجه افزایش یابد) نسبت به همان میزان افزایش در حالت دریچه (زاویه سرریز 30درجه و زاویه دریچه از 30 درجه به 45 درجه افزایش یابد)، 48/6 درصد دبی کمتری از خود عبور میدهد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که در حالت سرریز، زمانی که تیغه در نیمه بالایی و در پاییندست میچرخد، شرایط هیدرولیکی بهتری ایجاد میکند. در حالت دریچه، زاویه چرخش به سمت بالادست باعث افزایش دبی جریان میشود، زیرا افت کمتری نسبت به زاویه چرخش به سمت پاییندست وجود دارد. در حالت سرریز- دریچه نیز میتوان گفت، در یک ارتفاع آب ثابت، اثر دریچه، از سرریز بیشتر است.
تحلیل روشهای همبستگیچندگانه، رطوبتی و ترکیبی در برآورد تبخیروتعرق پتانسیل ایستگاه سینوپتیک جلفا
صفحه 54-71
https://doi.org/10.22034/nawee.2025.486264.1113
احد مولوی
چکیده هدف هدف از انجام این تحقیق ارزیابی و اصلاح مدلهای ترکیبی، همبستگی چندگانه و رطوبتی جهت برآورد تبخیر و تعرق پتانسیل ایستگاه سینوپتیک جلفا بر پایه دادههای مدل فائو–پنمن- مونتیث بود.
مواد و روشها جهت برآورد تبخیر و تعرق پتانسیل با مدلهای همبستگی چندگانه شامل کریستینسن-هارگریوز RA، کریستینسن-هارگریوز RS و مدلهای ترکیبی پنمن، پنمن رایت، پنمن –آلن-پروت، وان باول و روش رطوبتی ایوانف از عوامل هواشناسی ایستگاه سینوپتیک جلفا استفاده شد. مدل مبنا و پایه در تحقیق حاضر مدل فائو- پنمن-مونتیث در نظر گرفته شد. برای بالا بردن دقت و گسترش دامنه انتخاب ضرایب همبستگی بهصورت متحرک محاسبه شدند. در این راستا از معادلات خطی و توانی جهت بدست آوردن ضرایب برازش استفاده به عمل آمد. برای برازش و استخراج ضرایب همبستگی، از زبان برنامهنویسی ویژوالبیسیک استفاده شد. عملکرد هر مدل بکار رفته با استفاده از R2، RMSE، MBE و MAE مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج مدلهای ترکیبی وان باول و پنمن-آلن- پروت بیشترین شاخصهای آماری RMSE، MAE، MBE را در بین کلیه مدلها داشتند. در بین تمام مدلهای بکار رفته، مدل رطوبتی ایوانف کمترین مقدار شاخصهای آماری RMSE، MAE، MBE با مقادیر به ترتیب برابر با 71/51، 78/37 و 6/14- میلیمتر در ماه را دارا بود. همچنین این مدلبالاترین ضریب تبیین و ضریب همبستگی را داشت. اختلاف میانگین این مدل 6/14 میلیمتر در ماه بوده که کمترین میزان در بین مدلها بود.
نتیجهگیری اعمال ضرایب برازش، عملکرد کلیه مدلهای بکار رفته در تحقیق حاضر را به میزان قابلتوجهی بهبود بخشیده است. بررسیهای بهعملآمده نشان داد که استفاده از معادلات خطی نتایج قابلقبولتری نسبت به معادلات توانی در محاسبه ضرایب تبیین ارائه میدهند. مدل رطوبتی ایوانف با ضریب تبیین 917/0 و ضریب همبستگی معادل برابر با 957/0 بیشترین مقدار را در بین مدلهای بکار رفته دارا بود. نتایج نشان داد، مدل ایوانف بهترین تطابق و همخوانی را با دادههای مدل F.P.M داشته و نتایج قابلاطمینانتری ارائه میدهد. مدل رطوبتی ایوانف با اعمال ضرایب برازش و حتی بدون آن، با توجه بهدقت در برآورد و نیز محدود بودن پارامترهای لازم هواشناسی به 2 عامل درجه حرارت و رطوبت نسبی، جهت برآورد تبخیر تعرق پتانسیل ایستگاه سینوپتیک جلفا قابل پیشنهاد است.
ارزیابی اثر تغییر اقلیم بر خشکسالی کشاورزی به کمک شاخص SMDI دررژیمهای مختلف آبیاری
صفحه 72-84
https://doi.org/10.22034/nawee.2025.486306.1116
فاطمه حاجی آبادی، فرزاد حسن پور، مصطفی یعقوب زاده، حسین حمامی
چکیده هدف: یکی از مهمترین شاخصهای خشکسالی که رطوبت خاک را به عنوان پارامتر ورودی در نظر میگیرد شاخص خشکسالی رطوبت خاک (SMDI) میباشد
مواد و روش: . بررسی اثر تغییر اقلیم بر خشکسالی کشاورزی به کمک شاخص SMDI در تنشهای شوری و خشکی مختلف به کمک مدل گیاهی Aqua Crop در دوره پایه (1975-2005) و آتی (2025-2055) در منطقه بیرجند هدفی است که در این پژوهش دنبال میشود. جهت پیشبینی پارامترهای بارش و دمای ماکزیمم و مینیمم در دوره آتی در محدوده مورد مطالعه از پنج مدل اقلیمی IPSL-CM5A-LR, MIROC-ESM, CSIRO-MK3.6, HADGEM2-ES, GFDL- ESM2M تحت سناریوهای انتشار RCP4.5 و RCP8.5 استفاده شد که از این میان مدل CSIRO-MK3.6 با استفاده از روش وزندهی و معیارهای عملکردی به عنوان مدل برتر انتخاب گردید.
نتایج: نتایج نشان داد که مقدار بارش پیشبینی شده برای دوره آتی نسبت به دوره پایه، تحت هر دو سناریوی انتشار کاهش و میانگین سالانه دمای ماکزیمم و مینیمم در دوره آتی نسبت به دوره پایه تحت هر دو سناریو انتشار افزایش داشته است. مقادیر شاخص خشکسالی SMDI برای تیمار دیم نسبت به تیمارهای آبی در دوره آتی در هر دو سناریو انتشار کمتر می باشد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد تمامی تیمارها، به طور میانگین در دوره آتی در سناریو RCP8.5 نسبت به سناریو انتشار RCP4.5 از درجه خشکسالی کمتری برخوردار خواهند بود.
تاثیر ابعاد بازشدگیها بر آبشستگی پیرامون آبشکن نفوذپذیر
صفحه 85-105
https://doi.org/10.22034/nawee.2024.489481.1118
زهرا ابراهیمی، یوسف رمضانی، مهدی دستورانی
چکیده هدف: یکی از سازههای مهم ساماندهی رودخانهها آبشکنها هستند. آبشکن، سازهای است که به منظور جلوگیری از فرسایش کنارههای رودخانه طراحی میشود. ارتفاع، طول و نفوذپذیری آبشکن از جمله عوامل تأثیرگذار بر آبشستگی پیرامون آبشکن میباشد. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر ابعاد بازشدگیها در آبشکن نفوذپذیر بر آبشستگی در حالت غیر مستغرق میباشد.
مواد و روشها: آزمایشهای این تحقیق، در فلومی مستطیلی به طول 10 متر، عرض 30 سانتیمتر و ارتفاع 50 سانتیمتر انجام شده است. تمامی آزمایشها در حالت جریان ماندگار و شرایط آب زلال (95/0 = U/Uc)، با تنظیم دبی و عمق جریان در حد آستانه حرکت رسوبات انجام گرفته است. در پژوهش حاضر، آبشکنهایی به طولی معادل 23 درصد عرض فلوم (7 سانتیمتر) عمود بر دیواره فلوم (90 درجه)، با چهار نفوذپذیری (P) 10، 20، 30 و40 درصد و چهارS/LS (نسبت ابعاد بازشدگی آبشکن به طول آبشکن) برابر با 014/0، 025/0، 033/0 و 05/0 مورد استفاده قرار گرفته است.
نتایج: در بازه اعداد مورد مطالعه در تحقیق، نتایج نشان داد که آبشکن با 40 = P درصد و 05/0 = S/Ls، حالت بهینه جهت کاهش عمق آبشستگی پیرامون دماغه آبشکن میباشد. همچنین نسبت عمق آبشستگی آبشکن به طول آبشکن (Ds/Ls)، در حالت شاهد (آبشکن نفوذناپذیر) 17/1 و در حالت بهینه 28/0 اندازهگیری شده است. عمق آبشستگی پیرامون دماغه آبشکن در حالت بهینه نسبت به حالت شاهد (آبشکن نفوذناپذیر) 6/75 درصد کاهش یافته است.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج میتوان دریافت که افزایش نفوذپذیری (P) و افزایش نسبت ابعاد بازشدگی آبشکن به طول آبشکن (S/Ls)، تأثیر قابل توجهی در کاهش آبشستگی در دماغه آبشکن در مقایسه با آبشکن نفوذناپذیر دارد.
راهبردها و سناریوهای کاربردی مشارکت بهره برداران در مدیریت پایدار منابع آب با تأکید بر روشهای ترویجی در حوضه آبخیز جیرفت
صفحه 106-128
https://doi.org/10.22034/nawee.2025.490288.1119
حشمت اله سعدی، فاطمه علی توکلی
چکیده هدف: مشارکت بهره برداران کشاورزی در مدیریت پایدار آب یک ضرورت انکار ناپذیر است. هدف این پژوهش تعیین راهبرد و معرفی چند سناریو برای ارتقاء سطح مشارکت بهرهبرداران در منطقه جیرفت است.
روش شناسی: استفاده از تکنیک های آیندهپژوهی با کاربرد پنل خبرگان روش اصلی این تحقیق به شمار می رود. با استفاده از این روش در گام نخست 16 پیشران و در گام دوم هفت پیشران اصلی تاثیر گذار بر مشارکت بهرهبرداران در مدیریت پایدار منابع آب شناسایی شدند. این پیشران ها عبارت بودند از: بهروزرسانی قوانین آب، حضور بهرهبرداران در کلیه مراحل تصمیم گیری، ایجاد تشکلهای آببران، آگاهی و آموزش بهرهبرداران، اطلاع رسانی به بهره برداران، روشن شدن جایگاه بهره برداران در مدیریت آب، توسعه و تقویت سیستمهای آبیاری و ایجاد بازار آب.
نتایج: برای تدوین سناریوها از روش دلفی با استفاده از نظر متخصصان و به روش نمونهگیری هدفمند، استفاده شد. ماتریسهای قضاوت آثار متقابل بر مبنای پیشرانهای شناسایی شده، طراحی گردید و پس از تکمیل و وزندهی این ماتریسها توسط پنل پاسخگویان، تجزیه و تحلیل اطلاعات در محیط نرمافزارهای MICMAC و Scenario Wizard انجام گرفت. در نهایت با توجه به هفت پیشران کلیدی، سه سناریو مدینه فاضله، تصمیم گیری ناهمگون و توسعه پایدار ارائه شد. در پایان پیشنهادهایی جهت بهبود و تقویت مشارکت بهرهبرداران در مدیریت پایدار منابع آب کشاورزی ارائه گردید.
ارزیابی دقت مدل گیاهی AquaCrop7.1 و بررسی اثر تغییر تاریخ کشت بر عملکرد گندم دیم در اقلیمهای متفاوت ایران
صفحه 129-144
https://doi.org/10.22034/nawee.2025.493925.1122
مرضیه باقری خانقاهی، ابوطالب هزارجریبی، محمد اسماعیل کمالی، فاطمه زمانی
چکیده هدف: هدف از این پژوهش، دستیابی به دقت مناسب مدل AquaCrop7 در پیشبینی عملکرد محصول گندم دیم و همچنین تأثیر تاریخ کشت بر عملکرد محصول در مناطق مختلف اقلیمی (گرگان، مشهد، شیراز، اهواز، کرمانشاه و ارومیه) میباشد.
مواد و روشها: ابتدا اطلاعات اقلیمی روزانه برای دوره آماری (2020-1991) از ایستگاههای سینوپتیک سازمان هواشناسی کشور اخذ شد. دادههای عملکرد محصول نیز از سازمان جهاد کشاورزی و تاریخهای کشت مرسوم از اطلاعات منطقهای تهیه شد. سپس اطلاعات مورد نیاز در مدل AquaCrop لحاظ گردید و پس از واسنجی و ارزیابی دقت مدل براساس تاریخ کشت مرسوم، عملکرد محصول تحت تاریخ کشت زودهنگام و دیرهنگام نیز بدست آمد و با عملکرد تحت تاریخ کشت مرسوم مقایسه شد.
نتایج: نتایج شبیهسازی عملکرد گندم دیم حاکی از دقت قابل قبول مدل (با مقادیر زیاد R2 و مقادیر کم NRMSE) در مدلسازی عملکرد محصول بود. همچنین عملکرد محصول مدل در شهرهای نامبرده بهترتیب از 52/2، 09/1، 28/1، 83/0، 53/1 و 29/1 تن بر هکتار در تاریخ کشت مرسوم به 721/2، 349/1، 45/1، 217/1، 742/1 و 683/1 تن بر هکتار در تاریخ کشت زودهنگام رسید. لذا براساس تاریخهای کشت، بالاترین عملکرد محصول مربوط به تاریخ کشت زودهنگام بود.
نتیجهگیری: مدل AquaCrop7 بهعنوان ابزاری مؤثر برای مدیریت آب و برنامهریزی کاشت گندم دیم و تعیین زمان بهینه کاشت در مناطق مطالعاتی میباشد.
پایش راندمان تصفیه پساب در صنعت سنگبری (مطالعه موردی: شهرک صنعتی محمودآباد اصفهان)
صفحه 145-163
https://doi.org/10.22034/nawee.2025.494536.1123
مائده نوری، محمد نعمتی ورنوسفادرانی، نوراله میرغفاری، علیرضا علافچیان
چکیده هدف: با هدف تعیین وضعیت سیستمهای تصفیه و راندمان تصفیه پساب صنعت سنگبری، با توجه به دو معیار نوع سنگ تولیدی (شامل مرمریت، گرانیت، تراورتن و مرمریت – تراورتن) و نوع سیستم تصفیه (شامل حوضچه سنتی، حوضچه سنتی همراه با افزودن پلیاکریلآمید و سیستم نوین فیلترپرس با کاربرد پلی اکریل آمید) نمونهبرداری از 29 کارخانه سنگبری در شهرک صنعتی محمودآباد اصفهان انجام شد.
مواد و روشها: متغیرهایی مانند کل ذرات جامد معلق (TSS)، کل ذرات جامد محلول (TDS)، هدایت الکتریکی (EC)، pH و کدورت در نمونههای آب خام، پساب خام و پساب تصفیه شده اندازهگیری شد.
نتایج: نتایج نشان داد سیستم تصفیه به روش ته نشینی در این صنایع قادر به حذف ذرات جامد محلول و کاهش هدایت الکتریکی پساب نیست. ولی سیستمهای فیلتر پرس با کاربرد پلی اکریل آمید راندمان تصفیه 78 % تا 98 % در حذف کدورت دارد. مقایسه آماری اثر نوع سنگ، اثر نوع تصفیه و اثر همزمان نوع سنگ و نوع تصفیه بر متغیرهای کدورت و ذرات معلق جامد پساب تصفیه شده کارخانههای سنگبری تنها اختلاف معنیداری بین میانگین ذرات جامد معلق پساب تصفیه شده کارخانههای سنگبری دارای سیستمهای فیلتر پرس با کاربرد پلی اکریل آمید (5/52± 7/85 میلی گرم بر لیتر) با دو گروه دیگر نشان داد. ولی از نظر درصد راندمان حذف کدورت و ذرات جامد معلق پساب تصفیه شده، اختلاف معنیداری بین گروهها مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل بطور کلی برتری سیستم نوین فیلترپرس با کاربرد پلیاکریل آمید در افزایش راندمان تصفیه پساب سنگبری را نشان داد. ولی به نظر میرسد کنترل و نگهداری پیوسته و صحیح سیستم تصفیه در کارخانههای سنگبری عامل مهمتری در تامین حداکثر راندمان حذف کدورت و ذرات معلق جامد پساب صرف نظر از نوع سنگ تولیدی یا سیستم تصفیه پساب باشد
تاثیر جهت خروج آب از لوله های لاترال بر الگوی توزیع رطوبت در آبیاری قطرهای زیرسطحی در شرایط استفاده از ژئوتکستایل
صفحه 164-177
https://doi.org/10.22034/nawee.2025.498103.1127
مرضیه پاکنژاد، سیدحسن طباطبائی، مهدی قبادی نیا، ریحانه موسوی زاده
چکیده هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر جهت خروج آب از لوله های لاترال بر الگوی توزیع رطوبت در آبیاری قطره ای زیرسطحی در شرایط کاربرئ ژئوتکستایل است. بدین منظور، در این پژوهش تاثیر نحوه آرایش سوراخها روی لوله آبده بر پروفیل توزیع رطوبتی مورد آزمون قرار گرفته است. در دهههای اخیر سامانههای آبیاری زیرسطحی با توجه به کاهش مصرف آب و افزایش راندمان مورد توجه قرارگرفتهاند. یکی از روشهای جدید آبیاری زیرسطحی استفاده از تشک (بالشتک)های ژئوتکستایل است. این بالشتکها از دو ورقه ژئوتکستایل و لولهای که با فواصل خاص میان دو ورقه قرار میگیرد تشکیل شده است.
مواد و روشها: بدین منظور آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل نحوهی قرارگیری سوراخ روی لوله آبده به طرف بالا (Pu)، پایین (Pd)، دورتادور (Pr) و بالاوپایین (Pud) در خاک بودند.
نتایج: نتایج نشان داد که نحوه آرایش ردیف سوراخها تأثیر معنیداری بر عمق خیس شده و صعود مویینگی و بهطور کلی الگوری توزیع رطوبت دارد. نتایج نشان داد که حداکثر عمق خیسشدگی در تیمار Pu (سوراخ لوله به سمت بالا) پس از 15 دقیقه از شروع آبیاری، 7/16 درصد کمتر از تیمار شاهد (سوراخ دور تا دور لوله) میباشد، همچنین حداکثر صعود مویینگی مربوط به تیمار Pu 6/22 درصد بیشتر از تیمار شاهد میباشد.
نتیجهگیری : ازاینجهت استفاده از لولههای آبده با سوراخ رو به بالا به همراه پوشش ژئوتکستایل میتواند بهعنوان یک روش موفقیتآمیز برای بهبود الگوی توزیع رطوبت به طرف سطح خاک در خاک توصیه گردد.
ارزیابی و انتخاب روشهای نوین برای حذف آلایندههای دیرپای محیطی در منابع آب با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی
صفحه 178-189
https://doi.org/10.22034/nawee.2025.499431.1131
عباس جهانگیری
چکیده هدف: ظهور آلایندههای دیرپای محیطی در منابع آب، بهعنوان یکی از چالشهای جدی زیستمحیطی، سلامت انسان و اکوسیستمها را تهدید میکند. این پژوهش با هدف بررسی، تحلیل و انتخاب کارآمدترین روشهای نوین تصفیه آب برای حذف این آلایندهها با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه، کاربردی و توصیفی-تحلیلی، با مرور منابع علمی مختلف و جمعآوری دادهها از طریق نظرات 19 خبره محیطزیست و مهندسی آب صورت پذیرفت. ساختار سلسلهمراتبی شامل چهار معیار اصلی (کارایی حذف آلایندهها، هزینه اقتصادی، سازگاری محیطزیستی و قابلیت اجرا) و چهار گزینه برای حذف آلاینده ها (فرآیندهای اکسیداسیون پیشرفته، فناوریهای غشایی، جذب با نانومواد و روشهای زیستی) طراحی و تحلیل دادهها با نسخه 11 نرمافزار Expert Choice انجام شد.
نتایج: بر اساس تحلیل دادهها، معیار "کارایی حذف آلایندهها" با وزن نسبی 42/0 بهعنوان مهمترین معیار شناخته شد. از میان گزینههای مورد بررسی، فرآیندهای اکسیداسیون پیشرفته بهعنوان بهترین روش حذف آلاینده ها از منابع آب از حیث معیارهای پژوهش، شناسایی گردید. تحلیل حساسیت نشان داد که تغییر وزن معیارها تأثیر قابل توجهی بر نتایج رتبهبندی ندارد، و نتایج بهدستآمده با نظرات مستقل کارشناسان نیز مطابقت دارد.
نتیجه گیری: فرآیندهای اکسیداسیون پیشرفته به عنوان یکی از بهترین گزینهها برای حذف آلایندههای دیرپای محیطی معرفی شدند. نتیجه گیری این پژوهش میتواند مبنای مناسبی برای سیاستگذاری و مدیریت منابع آبی با هدف کاهش آلایندههای دیرپای محیطی و ارتقاء کیفیت آب باشند.
